گنجور

شمارهٔ ۴۵ - که ورزندگی مایهٔ زندگی‌ است

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » قصاید
 

تن زنده والا به ورزندگی است

که ورزندگی مایهٔ زندگی است

به ورزش گرای وسرافراز باش

که فرجام سستی سرافکندگی است

به سختی دهد مرد آزاده تن

که پایان تن‌پروری بندگی است

دلی بایدت روشن و تن‌درست

اگر جانت جویای فرخندگی است

کسی کاو توانا شد و تندرست

خرد را به مغزش فرو زندگی است

هنر جوی تا کام‌یابی و ناز

که جویندگی راه یابندگی است

ز ورزش میاسای و کوشنده باش

که بنیاد گیتی به کوشندگی است

درخشیدن این بلند آفتاب

ز بسیار کوشی و گردندگی است

نیاکانت را ورزش آن مایه داد

که شهنامه زایشان به تابندگی است

تو نیز از نیاکان بیاموزکار

اگر در سرت شور سرزندگی است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حبیب نوشته:

سلام
این شعربه سادگی ارزش ورزش کردن را به ما می آموزد و موجب این انگیزه درانسان می شود که عقل سالم در بدن سالم.

👆☹

محمد سالمی نوشته:

سلام. به نظر حقیر مصرع دوم از بیت پنجم به صورت زیر صحیح است:
خرد را به مغزش فروزندگی است
فرو زندگی غلط است. فروزندگی درست است.

👆☹

محمد سالمی نوشته:

سلام. به نظر حقیر مصرع اول از بیت آخر:
تو نیز از نیاکان بیاموزکار
غلط است و باید به صورت زیر باشد:
تو نیز از نیاکان بیاموز کار
بیاموزکار غلط است. بیاموز کار صحیح است.

👆☹

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید