گنجور

 
ملک‌الشعرای بهار
 

رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود

درود باد بر این موکب خجسته، درود

به کتف دشت یکی جوشنی است مینا رنگ

به فرق کوه یکی مغفری است سیم اندرود

سپهر گوهر بارد همی به مینا درع

سحاب لؤلؤ پاشد همی به سیمین خود

شکسته تاج مرصع به شاخک بادام

گسسته عقد گهر بر ستاک شفتالود

به طرف مرز بر آن لاله‌های نشکفته

چنان بود که سر نیزه‌های خون‌آلود

به روی آب نگه کن که از تطاول باد

چنان بود که گه مسکنت جبین یهود

صنیع آزر بینی و حجت زردشت

گواه موسی یابی و معجز داوود

به هرکه درنگری، شادیی پزد در دل

به هرچه برگذری، اندهی کند بدرود

یکی است شاد به سیم و یکی است شاد به زر

یکی است شاد به چنگ و یکی است شاد به رود

همه به چیزی شادند و خرم‌اند و لیک

مرا به خرمی ملک شاد باید بود

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

فرهنگ هنرور در ‫۹ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۳ تیر ۱۳۹۱، ساعت ۱۱:۲۷ نوشته:

با سلام،
آیا کلمه آخر بیت دوم نباید "سیم اندود" باشد؟
با تشکر
فرهنگ هنرور

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
رسته در ‫۸ سال و ۱۰ ماه قبل، چهار شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۱، ساعت ۲۱:۳۱ نوشته:

تقطیع این غزل درست به نظر نمی رسد.
ظاهرا باید چنین شود :
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن ( مجتث مثمن مخبون محذوف)

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.