دلم بی وصل ته شادی مبیناد
ز درد و محنت آزادی مبیناد
خرابآباد دل بی مقدم تو
الهی هرگز آبادی مبیناد
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
دلم بی وصل ته شادی مبیناد
ز درد و محنت آزادی مبیناد
خرابآباد دل بی مقدم تو
الهی هرگز آبادی مبیناد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این بیتها از درد و اندوه ناشی از جدایی صحبت میکند. او میگوید که بدون وصل محبوبش هیچ شادابی در دلش وجود ندارد و آزادی بدون او برایش معنایی ندارد. همچنین او به سرزمینی خراب و بدون امید اشاره میکند و آرزو دارد که این ویرانی هرگز به آبادانی نرسد.
هوش مصنوعی: دل من بدون وصل تو هرگز شادی نمیبیند و از درد و سختی، آزادی را احساس نمیکند.
هوش مصنوعی: دل ویران من بدون حضور تو، ای الهی، هرگز آباد نخواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.