گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
باباافضل کاشانی

ای از تو همیشه کار پندار به برگ

در گوش تو هر زمان همی گوید مرگ

کای برشده بر هوا، ز گرمی چو بخار

باز آی به خاک سرد گشته چو تگرگ

غالب دهلوی

در باغ مراد ما ز بیداد تگرگ

نی نخل به جای ماند نی شاخ نه برگ

چون خانه خرابست چه نالیم ز سیل

چون زیست وبال ست چه ترسیم ز مرگ

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه