گنجور

 
 
خیام

این قافلهٔ عمر عجب می‌گذرد

دریاب دمی که با طرب می‌گذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری

پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از خیام
ابوالحسن فراهانی

روزم به غم و شبم به شب میگذرد

این عمر عزیز من عجب میگذرد

از بس که کنم خیال آن زلف دراز

بر من هر شب هزار شب میگذرد

هاتف اصفهانی

هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذرد

بر من زغمت به تاب و تب می‌گذرد

تو خفته به استراحت و بی تو مرا

تا صبح ندانی که چه شب می‌گذرد

واقف لاهوری

در تاب و تبم تمام شب می‌گذرد

روزم همه در رنج و تعب می‌گذرد

القصه به طول‌ها شب و روز مرا

بی‌دوست به تشویش عجب می‌گذرد

میرزا حبیب خراسانی

بنگر بنگارم که عجب میگذرد

جان است توئی که بلب میگذرد

آن گردن سیمین بمیان زلفین

روزی است که در بین دو شب میگذرد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از میرزا حبیب خراسانی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه