غم نیست دلا در دی، گر توبه ز می کردی؛
بشکن، چو بهار آمد، هر توبه که دی کردی
گفتی: کنمت رحمی، کردی؛ چو زغم کشتی!
ای سست وفا دیدی، کی گفتی و کی کردی؟!
نه کرد و نه خواهد کرد، آتش به نی ای مطرب؛
کاری که تو با جانم، از ناله ی نی کردی
تا دل ز غمت دم زد، کشتیش؛ کنون بنگر
جرمی که زوی دیدی، ظلمی که بوی کردی!
تا کی بجهان جویی، افزونی عمر آذر
خود گوی چه افزودت، این عمر که طی کردی؟!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان غم و ناامیدی شاعر میپردازد. شاعر از توبهای که در گذشته کرده یاد میکند و به خاطر فراموش کردن آن در بهار به خود ملامت میکند. او از وفای بیثبات و ناپایدار صحبت میکند و به نوعی با آتش احساساتش که با ناله نی برآورده میشود، ارتباط برقرار میکند. در نهایت، سوالی از عمر و فایده آن مطرح میشود، به این معنا که چه چیزی به عمر انسان افزوده میشود و آیا زندگیای که سپری کردهایم ارزشمند بوده است یا خیر.
هوش مصنوعی: نگران نباش دل، در دیماه، حتی اگر توبهای از نوشیدن میکردی؛ حالا که بهار آمده، هر توبهای که در گذشته کردهای را بشکن.
هوش مصنوعی: گفتی که به من محبت خواهی کرد، اما وقتی غم را از من دور کردی، وفایت ضعیف بود. آیا نمیدانی که چه زمانی قول دادی و چه زمانی عمل کردی؟
هوش مصنوعی: نه کسی اقدامی کرده و نه خواهد کرد، ای مطرب؛ کاری که تو با نالههای نی و جانم کردی، هیچ کس دیگری نتوانسته انجام دهد.
هوش مصنوعی: تا وقتی که دل به خاطر غم تو به تنگی آمد، آن را نابود کردی؛ حالا بنگر چه گناهی را که از آن دیدی و چه ستمی را که به واسطهاش انجام دادی!
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی در پی دنیا باشی؟ بگو که در این عمری که سپری کردهای، چه چیز جدیدی به عمر خود افزودهای؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.