من و دردت، که درمان من است این؛
چه درمان؟ راحت جان من است این!
من و افغان، دلت گر مهربان شد؛
که از تأثیر افغان من است این!
زدم دستش بدامان، گفت از ناز:
بکش دستت، که دامان من است این
نهان از زخم تیرش مردم، اما
نگفتم کار جانان من است این
ولی ترسم که چون پیکان ز خاکم
کشد، گوید که: پیکان من است این!
مپرس ای همدم، این زرکش قبا کیست؟!
گدایش من، که سلطان من است این!!
بجانم دایم از دست دل آذر
مگو دل، دشمن جان من است این!!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد و رنج شاعر پرداخته است. شاعر به معشوق خود میگوید که درد و رنج او در واقع درمانی برای جانش است. او به محبت و محبت معشوق اشاره میکند و از ناز او میگوید. در عین حال، شاعر میترسد که این عشق و وابستگی ممکن است او را به خطر بیندازد. او به عشق خود به عنوان سلطانی مینگرد و همچنین از ناراحتیها و آسیبهایی که از دل دلسوختهاش میکشد، سخن میگوید. در نهایت، شاعر از همدم خود میخواهد که از هویت معشوق نپرسد، زیرا عشق او برایش مقدس است.
هوش مصنوعی: من و درد تو، که خود درمان من است؛ پس درمان چیست؟ در حقیقت، آرامش جان من همین است!
هوش مصنوعی: اگر دلت به مهربانی گرایید، این تأثیر من است که بر تو گذاشتهام.
هوش مصنوعی: دست من را به دامانش زدم، او با ناز گفت: دستت را بکش، چون این دامان متعلق به من است.
هوش مصنوعی: از درد زخم تیر عشق او در سکوت هستم، اما نگفتم که این کار محبوب من است.
هوش مصنوعی: من نگرانم که اگر مرا از خاک بلند کنند، بگویند که این پیکان (سلاح) متعلق به من است!
هوش مصنوعی: از تو میخواهم نپرسی که این لباس زیبا از آن کیست. چرا که گدای من، همان کسی است که برای من مثل یک پادشاه میماند.
هوش مصنوعی: جانم همیشه به خاطر دل، دل را آزار نده، زیرا دل دشمن جان من است!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.