در آن ساعت که به گرد تو ای خودکام میگردم
دعا میگویم و، آماده دشنام میگردم!
کجا تاب شنیدن داری از قاصد پیامی را
که من از گفتنش بیصبر و بیآرام میگردم؟!
نمیآید اجل سوی من و، میگوید این: مسکین
ز درد هجر خواهد مرد و، من بدنام میگردم
ندارد احتیاج دام، صیادی که من دارم؛
من آن صیدم، که چون صیاد بینم، رام میگردم
به شوق گل پریدم ز آشیان، آذر ندانستم
که زود از بیپر و بالی، اسیر دام میگردم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات و تناقضات درون خود سخن میگوید. او در حالی که به دور کسی میچرخد و به او علاقه دارد، دعا میکند و همزمان آماده دشنام دادن است. او به قاصدانی که پیامهایی برایش میآورند، اذعان میکند که بیصبر و بیقرار منتظر این پیامهاست. شاعر از درد جدایی و بیقراری خود سخن میگوید و میگوید که اگرچه به خواب مرگ نمیرود، اما در عذاب هجر به سر میبرد و بدنام میشود. او خود را مانند صید میداند که حتی در آغوش صیاد نیز تسلیم میشود. در نهایت، او به شوق گل از آشیان خود بیرون میآید، اما سپس متوجه میشود که گرفتار دام شده است. این شعر نشاندهنده تنشهای عاشقانه و احساسات عمیق درونی شاعر است.
هوش مصنوعی: در زمانی که به دور تو میچرخم و به یاد تو هستم، دعا میکنم و همزمان برای تو دشنام هم میدهم!
هوش مصنوعی: آیا تو توانایی شنیدن پیامی را داری که من به خاطر بیان آن بیصبر و ناآرام هستم؟
هوش مصنوعی: زمان مرگ به سمت من نمیآید و در دلش فکر میکند که این فرد بیچاره از درد جدایی خواهد مرد و در این میان، من به خاطر این وضعیت بدنام میشوم.
هوش مصنوعی: صیاد نیاز به دام ندارد، چرا که من خودم شکار او هستم؛ وقتی صیاد را میبینم، به راحتی تسلیم میشوم و نرم میشوم.
هوش مصنوعی: از روی عشق و علاقه به گل، از جایم بلند شدم و پرواز کردم، غافل از اینکه به زودی بدون بال و پر در دام اسیر خواهم شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.