بر ورقه آمد هم از بامداد
بگفت ای همه دانش و دین وداد
برین گونه من دید نتوانمت
بکوشم مگر شاد گردانمت
شوم دل به پرخاش [و] جنگ آورم
مگر سوزیانی به چنگ آورم
اگر نام خویش از جهان کم کنم
ویا من ترا شاد و خرم کنم
اگر داری این شغل از من دریغ
دل خویشتن را بدرم به تیغ
فرو ماند ورقه ز گفتار اوی
سبک بنده رفت از پس کار اوی
خداوند او ورقهٔ تیر مهر
غلام دگر داشت آزاده چهر
خردمند و با عقل و فهم و تمیز
به نزدیک ورقه چو دیده عزیز
شده بود آن بنده سوی سفر
که آرد مگر جامه و سیم و زر
برآمد برین کار بر یک دو ماه
کی آن بندهٔ ورقه آمد ز راه
دل ورقه بد جفت تیمار و غم
کی نه با درم بود با بنت عم
نه گلشاه را مانده بدهوش و رای
نه با ورقه بد جان و دلبر بجای
بدین حال هر دو همی سوختند
به دل برهمی آتش افروختند
شده نامشان در عرب داستان
بغمشان شده بخت همداستان
چنان گشت گلشاه را روی و موی
کزو گشت گیتی پر از گفت و گوی
برافتاد بر هر دلی بند اوی
خلایق شدند آرزومند اوی
شده رسته با جانها مهر اوی
بپیوست با دیدها چهر اوی
بسی کس ورا به زنی خواستند
همی دل به مهرش بیاراستند
بزرگان و گردن کشان عرب
که بودند با مال و جاه و طرب
ابا خواسته پیش کردند دست
چو با مهر گلشاهشان دل ببست
همه جملگی عرضه کردند مال
که از مال نیکو توان کرد حال
نجیبان که پیکر و باد پای
ستوران مه نعل رزم آزمای
ضیاع و عقار و غلام و خدم
ز عقد یواقیت و زر و درم
همه عرضه کردند بروی همه
ز زر بدرها و ز برگ و رمه
بدان تا مگر یار گلشه شوند
سزاوار آن دل گسل مه شوند
چو در گوش ورقه خبر در رسید
رسولان و خواهندگان را بدید
ز تیمار دل در برش گشت خون
همی آمد از راه دیده برون
شده شخصش از مهر آن مهر جوی
ز ناله چو نای وز مویه چو موی
ز بس کز غم یار اندیشه کرد
گل لعل او زرگری پیشه کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، شخصیت ورقه از صبح زود به دیگران میگوید که تلاش میکند تا دلشان را شاد کند، حتی اگر مجبور شود به جنگ و ستیز برود. او به شدت نگران است و در جستجوی کسی است که بتواند به او شادی بیاورد. ورقه به محبت و دوستی با یک غلام دیگر توجه میکند که دارای عقل و فهم است. در این میان، بندهای به سفر میرود تا هدایا و دارایی جمع کند.
در عین حال، گلشاه و ورقه به شدت در غم و اندوه به سر میبرند و عشق آنها در بین مردم مشهور شده است. بسیاری از افراد در تلاشاند تا قلب گلشاه را به دست آورند و به او پیشنهاد ازدواج میدهند. این درخواستها با ارائه مالیات و هدایای مختلف همراه است. اما ورقه همچنان دلسردار و غمگین است و از اوضاع قلبی و احساسیاش بسیار نگران است.
هوش مصنوعی: در صبح زود، پیام یا خبری بر روی کاغذ آمده است که به همه دانش و علم، دین و انصاف اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم تو را ببینم، اما تمام تلاشم را میکنم تا تو را شاد کنم.
هوش مصنوعی: دل خود را به جنگ و جدال میزنم، مگر اینکه بتوانم شعلههایی را در دست خود بگیرم.
هوش مصنوعی: اگر من نام خود را از جهان حذف کنم، یا اینکه تو را خوشحال و شاداب سازم، چه فایدهای خواهد داشت؟
هوش مصنوعی: اگر در این کار هستی، از من مروت و دلنوازی نکن، بلکه با قاطعیت و تندی برخود کن.
هوش مصنوعی: گفتار او چنان زیبایی دارد که ورقهای از آن هم جلوهگر نمیشود و من به خاطر او از کارها و مشکلات خود عقب ماندم.
هوش مصنوعی: خداوند برای او، درخت تغییر و عشق را به عنوان کادوی آزادگی و زیبایی دیگری به یادگار داشت.
هوش مصنوعی: انسان خردمند و دارای عقل و درک به محض دیدن یک ورق ارزشمند، به آن اهمیت میدهد و توجه ویژهای به آن میکند.
هوش مصنوعی: آن بنده به سفر رفته بود تا شاید لباس و پول و طلا بیاورد.
هوش مصنوعی: پس از گذشت یک یا دو ماه، بر این کار روشن شد که آن بندهٔ ورقه از راه رسید.
هوش مصنوعی: دل من همچون ورقهای است که از درد و غم پر شده و نمیتواند با ثروت و مال نزد بستگانم آرامش یابد.
هوش مصنوعی: نه گلشاه دیگر به حالت بیخبر است و نه ورقهای میتواند جان و دلبر را به جای او بیاورد.
هوش مصنوعی: در این وضعیت، هر دو نفر به شدت در حال رنج کشیدن بودند و به خاطر همدیگر، شعلهای از عشق و آرزو در دلشان روشن شده بود.
هوش مصنوعی: نام آنها در میان عربها به داستانی غمانگیز تبدیل شده و بختشان نیز با غم آنها هماهنگ است.
هوش مصنوعی: به قدری چهره و زیبایی گلشاه دلربا و جذاب شد که دنیا پر از سخن و قصههای او گردید.
هوش مصنوعی: هر دل از دست او رنجیده و افسرده است و مردم به دنبال خواستههای خود، به او امیدوار و آرزومند شدهاند.
هوش مصنوعی: عشق او به جانها تعلق گرفته و چهرهاش در چشمها نمایان شده است.
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد برای او خواستگاری کردند و به خاطر محبت و عشقش دل خود را زینت کردند.
هوش مصنوعی: مردان بزرگ و قدرتمندی که در میان عربها بودند، با ثروت، مقام و شادیهای خود شناخته میشدند.
هوش مصنوعی: آنها دست خویش را به نشانه درخواست پیش بردند و زمانی که با محبت گلشاه آنها، دلشان را به او سپردند، محبت و دوستی را آغاز کردند.
هوش مصنوعی: همه افراد ثروت خود را به نمایش گذاشتند، زیرا با مالِ خوب میتوانند وضعیت بهتری را فراهم کنند.
هوش مصنوعی: نجیبزادگان که شامل زیبایی و قدرت سواران میشوند، به مانند نعلهایی هستند که در میدان نبرد به کار میروند.
هوش مصنوعی: اموال، زمینها، بردهها و خدمتکاران، همه از دستاوردها و سرمایههایی هستند که از طریق جواهر و پول به دست میآیند.
هوش مصنوعی: همه به نمایش گذاشتند، از طلا و ثروت و زیباییهای طبیعی و گلهها و داراییهای خود.
هوش مصنوعی: بدان که شاید محبوبان مانند گل زیبا شوند و به محبت و دلزدگی بیفتند.
هوش مصنوعی: زمانی که خبر در گوش ورقه به گوش رسید، پیامآوران و درخواستکنندگان را ملاقات کرد.
هوش مصنوعی: از درد دل، اشکهایم مانند خون از چشمانم سرازیر میشود.
هوش مصنوعی: شخصی به خاطر محبت او به شدت دلتنگ و غمگین شده است. او مانند نی از نالههایش صدایی تولید میکند و مانند مو از مویههایش به درد و رنج خود میافزاید.
هوش مصنوعی: به خاطر اندوه عشق، او در دلش به فکر یار بود و همین باعث شد که گل سرخ به مانند زرگری به زیبایی و هنر جلوه کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.