گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
عطار نیشابوری
عطار » مختارنامه » باب سی و پنجم: در صفت روی و زلف معشوق
 

شماره ۱: چون روی تو در همه جهان روی كراست

شماره ۲: بی موی تونیست موی كس موئی راست

شماره ۳: تا روی ز زیرِ پرده بنمودی تو

شماره ۴: در كوی تو آفتاب منزل بگرفت

شماره ۵: ای واقعۀ عشقِ تو كاری مشكل

شماره ۶: عشقت به هزار پادشاهی ارزد

شماره ۷: ای زلفِ تو صد دامِ ستم افكنده

شماره ۸: جانا غم عشقت دل و دینم نگذاشت

شماره ۹: زلف و رخِ تو كه قصدِ جان دارندم

شماره ۱۰: ای روی چو آفتابِ تو پشت سیاه

شماره ۱۱: ای پیش تو سرو و ماه پیوسته رهی

شماره ۱۲: چون ماه، به قطع، آب روی تو نداشت

شماره ۱۳: گر پرده ز روی دلستان برگیری

شماره ۱۴: ای گم شده درحسنِ تو هر دیدهوری

شماره ۱۵: تا دیده بر آن عارضِ گلگون افتاد

شماره ۱۶: گر در همه عمر آرزوئیم بوَد

شماره ۱۷: ای تُرك! دلم غاشیه بر دوش تو شد

شماره ۱۸: تا حلقۀ آن زلف مشوّش دیدم

شماره ۱۹: در جنب رخت چو ماه میننماید

شماره ۲۰: بی عشق تو زیستن دریغم آید

شماره ۲۱: ای حسن تو درحدّ كمال افتاده

شماره ۲۲: خورشید كه چرخ در نكوئیش آورد

شماره ۲۳: ای نرگسِ صفرا زده سودائی تو

شماره ۲۴: لعلت كه بلای دل و دین آید هم

شماره ۲۵: تا روی چو آفتاب جانان بفروخت

شماره ۲۶: گل را به چمن گونۀ رخسار تو نیست

شماره ۲۷: عشق رخ تو كه كیمیای خطرست

شماره ۲۸: گاهی ز سرِ زلفِ سیاهت ترسم

شماره ۲۹: كوثر كه لبِ ترا ندیم افتادهست

شماره ۳۰: ماهی كه ز رخ یك سرِ مویم ننمود

شماره ۳۱: آن ماه كه سجده بُرد انجم او را

شماره ۳۲: بی لعلِ لبش شكرستان میچكنم

شماره ۳۳: بگشاده رخ و بسته قبا میآید

شماره ۳۴: آن روز كه روی دلستان نتوان دید

شماره ۳۵: شرطِ رَهِ عشق چیست، درخون گشتن

شماره ۳۶: ای باد به سوی زلفِ آن یار بتاز

شماره ۳۷: دوش آمد و بنشست به صد زیبایی

شماره ۳۸: از بادۀ عشق تو خماری دارم

شماره ۳۹: دل، خستۀ چشم ناوك انداز مدار

شماره ۴۰: اول كه به پیشِ خویشتن راهم داد

شماره ۴۱: زلف تو برفت از نظرم چه توان كرد

شماره ۴۲: دل دادم و تركِ كفر ودینش كردم

شماره ۴۳: زلف تو كه بود آرزوئی همه را

شماره ۴۴: دل در خم آن زلف چو زنجیر بماند

شماره ۴۵: جانا! ز همه جهان نشستم برتر

شماره ۴۶: تا در سر زلفت خم و چین افكندی

شماره ۴۷: زلف تو كه چون مشك به هر سوی افتاد

شماره ۴۸: دل گفت: «رهِ زلف تو چون كوتاهی است»

شماره ۴۹: شب نیست كه جان بی تو به لب مینرسد

شماره ۵۰: در زلف اگرچه جایگاهی سازی

شماره ۵۱: زان خط كه به گردِ شكر آوردی تو

شماره ۵۲: بوئی كه ز زلف مشكبوی تو رسد

شماره ۵۳: چون گشت دل من از سر زلف تو مست

شماره ۵۴: در عشق رخت چون رخ تو بیشم نیست

شماره ۵۵: گر لعل لب تو آب حیوانم داد

شماره ۵۶: هركاو رخ تو بدید حیران ماند

شماره ۵۷: ای خاصیتِ لعل تو جان پروردن

شماره ۵۸: دل در سر زلف چون توحسن افروزی

شماره ۵۹: مشكین رسنت چو پردۀ ماه شود

شماره ۶۰: چون چشمِ تو تیرِ غمزه محكم انداخت

شماره ۶۱: گفتی كه اگر میطلبی تدبیری

شماره ۶۲: دل روی بدان زلفِ سرافراز آورد

شماره ۶۳: گه لعلِ تو از قند دلم خواهد تافت

شماره ۶۴: تا زلف ترا به خونِ دل، رای افتاد

شماره ۶۵: در زلفِ تو صد حلقۀ دیگرگون است

شماره ۶۶: ای بیخبر از رنج و گرفتاری من

شماره ۶۷: گر كشته شوم كشته به نامِ تو شوم

شماره ۶۸: چون نیست ز عقل ذرّهای توفیرم

شماره ۶۹: تا زلفِ زره ورت به هم تافته شد

شماره ۷۰: تا در سرِ زلفت خم و تاب افكندی

شماره ۷۱: چون مشكِ خط تو سایه ور میافتد

شماره ۷۲: زلف تودگر ز دست نگذارم من

شماره ۷۳: ای پردۀ دل پرده نوازت بوده

شماره ۷۴: بیچاره دلِ من كه غمِ جانش نیست

شماره ۷۵: گر لعلِ لبِ تو دَرِّ شهوارم داد

شماره ۷۶: تا كی كمرِ عهد و وفا باید بست