گنجور

 
عطار نیشابوری
عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه
 

شماره ۱: ای پاكی تو منزّه از هر پاكی

شماره ۲: در وصفِ تو، عقل، طبعِ دیوانه گرفت

شماره ۳: ای هشت بهشت، یك نثارِ درِ تو

شماره ۴: وصفت نه به اندازۀ عقلِ كَهُن است

شماره ۵: جان، محو شد و به هیچ رویت نشناخت

شماره ۶: دل زنده شود كز تو حیاتی طلبد

شماره ۷: عقلی كه جهان كمینه سرمایۀ اوست

شماره ۸: وصف تو كه سرگشتۀ او هر فلكی است

شماره ۹: بر وصف تو دستِ عقل دانانرسد

شماره ۱۰: ای از تو فلك بی خور و بی خواب شده

شماره ۱۱: خورشید، كه او زیر و زبر میگردد

شماره ۱۲: عالم كه فنای محض، سرمایۀ اوست

شماره ۱۳: هر دل كه ز لطف تو نشان یابد باز

شماره ۱۴: هر نقطه كه در دایرۀ قسمت تست

شماره ۱۵: هم گوهر بحر لطف بیپایانی

شماره ۱۶: نه عقل به كُنْهِ لایزال تو رسد

شماره ۱۷: نه عقل، بدان حضرت جاوید رسد

شماره ۱۸: آنجا كه تویی هیچ مبارز نرسد

شماره ۱۹: نه لایق كوی تست سیری كه بود

شماره ۲۰: گر با تو به هم دگر نباشد چه بود

شماره ۲۱: ای غیر تو درهمه جهان موئی نه

شماره ۲۲: كس نیست كه در دو كون ما دون تونیست

شماره ۲۳: ای پیش تو صد هزار جان یك سرِ‌موی

شماره ۲۴: در وصف تو عقل و دانش مانرسد

شماره ۲۵: در معرفت تو دم زدن نقصان است

شماره ۲۶: گردون زتو، بی سر و بنی بیش نبود

شماره ۲۷: یك لحظه كه در گفت و شنید آئی تو

شماره ۲۸: بی تو به وجود آرمیدن نتوان

شماره ۲۹: از بس كه در انتظار تو گردون گشت

شماره ۳۰: در مُلكتِ تو نیست دویی، ای همه تو

شماره ۳۱: یا رب! همه اسرار، تو میدانی تو

شماره ۳۲: ذاتت ز ازل تا به ابد قائم بس

شماره ۳۳: كو عقل كه در ره تو پوید آخر

شماره ۳۴: ای عین بقا! در چه بقائی كه نهای

شماره ۳۵: در ذات تو سالها سخن راندهایم

شماره ۳۶: در راه تو معرفت خطا دانستیم

شماره ۳۷: كو چشم كه ذرّهای جمالت بیند

شماره ۳۸: اسرار تو در حروف نتواند بود

شماره ۳۹: ای آن كه ز كفر، دین، تو بیرون آری

شماره ۴۰: عالم كه پر از حكمتِ تو میبینم

شماره ۴۱: ای رحمت و جودِ بینهایت از تو

شماره ۴۲: ای شمّۀ لطف تو بهشت افروزی

شماره ۴۳: هم بر كف ودود، مُلْك بتوانی راند

شماره ۴۴: ای آن كه كمال خرده دانان دانی

شماره ۴۵: ای آن كه به حكم، ملك میرانی تو

شماره ۴۶: جان حمد تو از میانِ جان میگوید

شماره ۴۷: گر دست دهد غم تو یك دم، آن به

شماره ۴۸: هم در بر خود خواندگان داری تو

شماره ۴۹: ای گم شده دیوانه وعاقل، در تو

شماره ۵۰: هم عقل ز كُنْه تو نشان میجوید

شماره ۵۱: چون نیست كسی در دو جهان دمسازت

شماره ۵۲: چون حاضر غایبی فغان بر چه نهم

شماره ۵۳: ای خلق دو كون ذكر گویندۀ تو

شماره ۵۴: ای آن كه چنانكه مصلحت میدانی

شماره ۵۵: چون ذُلِّ من از من است و چون عزّ از تو

شماره ۵۶: گه تحفه به نالۀ سحرگاه دهی

شماره ۵۷: در ملك دو كون پادشاهی میكن

شماره ۵۸: ای در دلِ من نشسته جانی یا نه

شماره ۵۹: ملكِ غم تو هر دو جهان بیش ارزد

شماره ۶۰: جانا دایم میان جان بودی تو

شماره ۶۱: هر قطره به كُنْهِ دُرِّ دریا نرسد

شماره ۶۲: سی سال به صد هزار تك بدویدیم

شماره ۶۳: كردم تك و پوی بی عدد بسیاری

شماره ۶۴: ای خورده غم تو یك به یك چندینی

شماره ۶۵: جانها چو ز شوق تو بسوزند همه

شماره ۶۶: جان از طلب روی تو آبی گردد

شماره ۶۷: دل خون كن اگر سَرِ بلای تو نداشت

شماره ۶۸: كاری كه ورای كفر و دین میدانم

شماره ۶۹: هرجان كه طریق پردۀ راز نیافت

شماره ۷۰: از سرِّ تو هر كه با نشان خواهد بود

شماره ۷۱: گم گشتن خود، از تونشان بس بودم

شماره ۷۲: بی یادِ تو دل چو سایه در خورشید است

شماره ۷۳: چون مونسِ من ز عالم اندوه تو بود

شماره ۷۴: ای عقل شده در صفت ذات تو پست

شماره ۷۵: چون عفو تو میتوان مسلم كردن

شماره ۷۶: گر فضلِ تو عقل را یقین مینشود

شماره ۷۷: یك ذره هدایتِ تو میباید و بس

شماره ۷۸: چون دردِ تو چاره ساز آمد جان را

شماره ۷۹: جانا كه به جای تو تواند بودن

شماره ۸۰: من بی تو دمی قرار نتوانم كرد

شماره ۸۱: چون بیخبرم كه چیست تقدیر مرا

شماره ۸۲: نه در صفِ صادقان قراری دارم

شماره ۸۳: یا رب ما را راندۀ درگاه مكن

شماره ۸۴: روئی كه به روز پنج ره میشوئیم

شماره ۸۵: زان روز كه از عدم پدید آمدهایم

شماره ۸۶: یا رب چو به صد زاری زار آمدهایم

شماره ۸۷: ای دایرۀ حكم تو سرگردانی

شماره ۸۸: ای آن كه همه گشایش بندِ منی

شماره ۸۹: سیر این دل خسته كی شود ازتو مرا

شماره ۹۰: ای جانِ من سوخته دل زندۀ تو

شماره ۹۱: یا رب تو مرا مدد كن از یارِی خویش

شماره ۹۲: از هیبت تو این دل غم خواره بسوخت

شماره ۹۳: ای یادِ تو مرهم دل خستۀ من

شماره ۹۴: یا رب غم تو چگونه تقدیر كنم

شماره ۹۵: هم حلۀ فضل در برم میداری

شماره ۹۶: ای بندگی تو پادشاهی كردن

شماره ۹۷: یا رب جان را بیم گنه كاران هست

شماره ۹۸: گر من به هزار اهرمن مانم باز

شماره ۹۹: ای در هر دم دو صد جهان پر چاره

شماره ۱۰۰: جان دردو جهان كسی بجای تو نداشت

شماره ۱۰۱: هم درد توام مایۀ درمان بودست

شماره ۱۰۲: یا رب! برهان زنفس دشمن صفتم

شماره ۱۰۳: تا چند تنم پردۀ بیچارگیم

شماره ۱۰۴: چون جملۀ راه، كاروان من و تست

شماره ۱۰۵: كو دل كه بلای روزگارِ تو كشد

شماره ۱۰۶: یا رب به حجاب زین جهانم نبری

شماره ۱۰۷: میآیم و با دلی سیه میآیم

شماره ۱۰۸: یا رب چو مرا ز نفسِ خود سود نبود

شماره ۱۰۹: ای هفت زمین و آسمانها ز تو پُر

شماره ۱۱۰: گر من زگنه توبه كنم بسیاری

شماره ۱۱۱: نه در بتری نه در بهی میمیرم