گنجور

غزل شمارهٔ ۹۲

 
عطار نیشابوری
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

شیر در کار عشق مسکین است

عشق را بین که با چه تمکین است

نکشد کس کمان عشق به زور

عشق شاه همه سلاطین است

دلم از دلبران بتی بگزید

کو به رخ همچو ماه و پروین است

از لطیفی که هست آن دلبر

فخر خوبان چین و ماچین است

وصف خوبی او چه دانم گفت

هرچه گویم هزار چندین است

خوب رویی شگرف گفتاری

که به صورت فرشته آیین است

آن نگاری که روی او قمر است

طره‌اش مشک عنبرآگین است

من چو فرهاد در غمش زارم

کو به حسن و جمال شیرین است

صفتش در زمانه ممتاز است

دیدنش روح را جهان بین است

آن ستم کز صنم کشید فرید

بی‌گمان آفت دل و دین است

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد حسین کشاورز در ‫۵ سال قبل، یک شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۴۲ نوشته:

معنی
"نکشد کس کمان عشق با زور"
در بیت دوم چیست؟ این کمان کشیدن کنایه از چیست؟

 

گمنام-۱ در ‫۵ سال قبل، یک شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۰۷ نوشته:

جناب کشاورز،
گفتاوردی است ازموبد سیستان، رستم پور هرمز:
"نادان تر مردمان اویست که دوستی زنان به درشتی جوید "

 

سید محسن در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۳۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۱ نوشته:

سلام بر ادیبان محدر قدیم اصطلاحی بوده که میگفتند مثلا کمان فلان پهلوان را کس دیگری نمی تواند بکشد.کمان کشیدن کنایه از زورمندی بوده است منظور شاعر اینست که من قدرت کشیدن کمان عشق را ندارم---یعنی زورم به عشق او نمی رسد

 

سید محسن در ‫۱ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۶ نوشته:

درود بر شما----با هزاران غذر خواهی دو سه کلمه مطلب قبل تصحیح میشود
سلام بر ادیبان محترم در قدیم....

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.