گر مرد راه عشقی ره پیش بر به مردی
ورنه به خانه بنشین چه مرد این نبردی
درمان عشق جانان هم درد اوست دایم
درمان مجوی دل را گر زنده دل به دردی
گفتی به ره سپردن گردی برآرم از ره
نه هیچ ره سپردی نه هیچ گرد کردی
گرچه ز قوت دل چون کوه پایداری
در پیش عشق سرکش چون پیش باد گردی
مردان مرد اینجا در پرده چون زنانند
تو پیش صف چه آیی چون نه زنی نه مردی
مردان هزار دریا خوردند و تشنه مردند
تو مست از چه گشتی چون جرعهای نخوردی
گر سالها به پهلو میگردی اندرین ره
مرتد شوی اگر تو یک دم ملول گردی
باید که هر دو عالم یک جزء جانت آید
گر تو به جان کلی در راه عشق فردی
بگذر ز راه دعوی در جمع اهل معنی
مرهم طلب ازیشان گر یار سوز و دردی
عطار اگر بهکلی از خود خلاص یابد
یک جزو جانش آید نه چرخ لاجوردی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و دشواریهای آن میپردازد و از انسان میخواهد که در راه عشق ثابتقدم و استوار باشد. او تأکید میکند که اگر کسی عزم راسخ ندارد، نباید به این میدان پا بگذارد. عشق واقعی نیاز به تحمل درد و تلاش مداوم دارد و نمیتوان با ظاهر فریبنده از آن گذر کرد. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که باید از دعویها و گفتوگوهای بیفایده دوری کرد و به جوهرهٔ معنوی عشق توجه کرد. در نهایت، او میگوید که برای رسیدن به وحدت و عشق حقیقی، باید از خودگذشتگی و شوق واقعی برخوردار بود.
هوش مصنوعی: اگر مرد عشق هستی، باید در این راه استقامت و شجاعت نشان دهی، وگرنه بهتر است در خانه بمانید چون تنها کسانی در این نبرد مورد احترام هستند که در عشق پایدار بمانند.
هوش مصنوعی: درمان عشق، همانا خود درد عشق معشوق است و همواره از آن بپرهیز؛ چرا که دل شاداب و زنده، تنها با درد عشق زندگی میکند.
هوش مصنوعی: تو گفتی که در راه عشق راه میروی، اما من از تو میخواهم که نه راهی را طی کردهای و نه به هدفی رسیدهای.
هوش مصنوعی: هرچند که به خاطر قوت و استواری دلت مانند کوه تسلیم ناپذیر هستی، اما در برابر عشق بیتاب و سرکش، مانند گردی که در مقابل باد قرار میگیرد، زود پراکنده و ناتوان خواهی بود.
هوش مصنوعی: مردان واقعی در اینجا در سایه و پنهانی قرار دارند، مانند زنان. تو که نه زن هستی و نه مرد، چرا در صف و در جمع حاضر میشوی؟
هوش مصنوعی: مردان بزرگ و با اراده با وجود نوشیدن آب دریاها، همچنان تشنه ماندند و جان دادند، اما تو که حتی یک جرعه آب ننوشیدهای، چرا مست و خوشحالی؟
هوش مصنوعی: اگر سالها در این راه حرکت کنی و تلاش کنی، اما اگر لحظهای کسالت و بیمیلی در تو پیدا شود، ممکن است از راه خود منحرف شوی و به نتیجه نرسی.
هوش مصنوعی: باید اینگونه باشد که هر دو جهان به یک بخش از جانت تعلق میگیرد، اگر تو با روحیهای کلی و بهعنوان فردی در مسیر عشق حرکت کنی.
هوش مصنوعی: از بحث و جدل در میان اهل معرفت بگذر و اگر دوستت دردی دارد، به او کمک کن و عشق و محبتش را تسکین ده.
هوش مصنوعی: اگر عطار بتواند بهطور کامل از خود آزاد شود، یکی از اجزاء روحش به او بازمیگردد، نه به مانند چرخ آبی رنگ آسمان که دور و بیثبات است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دیدی که هیچگونه مراعات من نکردی
در کار من قدم ننهادی به پایمردی
زنگار غم فشاندی بر جانم و ندیدی
کز چرخ لاجوردی دل هست لاجوردی
روز سیاه کردی روزی ز روی حرمت
[...]
ای نوبهارِ خوبی از چهره تو وَردی
وی خلدِ جاودانی از کوچه تو گردی
عشقِ تو را نشایند اشتردلانِ نازک
تسلیم را بباید مردی و شیر مردی
هر دل شکسته ای را در خاطر از تو شوری
[...]
ای در هوای مهرت ذرات کون گردی
وی از صفات چهرت جنات عدن وردی
ای در هوای الباغ ذرات پنبه گردی
با گلستان کمخا بستان شرب وردی
معجر زگرد یزدی مفکن زپیشوازت
[...]
گر باد دی بگلشن دم میزند بسردی
از باد دی بگرمی از می برآر گردی
گه از نوا و از زنگ گاهی زآب گلرنگ
بگشای این دل تنگ بزدا زچهره زردی
مطرب بزن تو دستی ساقی بکوب پائی
[...]
این پرده از نهادت بردار همچو مردان
در پرده درنیایی تا پرده در نگردی
درمان عشق جانان هم درد اوست دایم
درمان مجوی دل را گر زنده جان به دردی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.