ای دل و جان زندگانی من
غم تو برده شادمانی من
کردم از چشم و دل شراب و کباب
می نیایی به میهمانی من
دو جهان ترک کردهام که توی
این جهانی و آن جهانی من
اندرین باب شعر ای عطار
نیست اندر زمانه ثانی من
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای دل و جان زندگانی من
غم تو برده شادمانی من
کردم از چشم و دل شراب و کباب
می نیایی به میهمانی من
دو جهان ترک کردهام که توی
این جهانی و آن جهانی من
اندرین باب شعر ای عطار
نیست اندر زمانه ثانی من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عواطف عمیق خود نسبت به معشوق میگوید. او دل و جانش را به خاطر غم معشوق از دست داده و حالا به دنبال شادی میگردد، اما هیچ لذتی از زندگی برایش باقی نمانده است. شاعر به این موضوع میپردازد که همه چیز را به خاطر معشوق ترک کرده و از طریق شعر ابراز میکند که در این دنیا و آن دنیا هیچکس را به جز معشوق نمیشناسد. در واقع، او در پی یافتن معشوق خود و ایجاد ارتباطی عمیق با اوست.
هوش مصنوعی: ای دل و جان من، زندگیام بی تو پر از غم است و شادیام را از من گرفتهای.
هوش مصنوعی: من با شراب و کباب خودم را خوشحال کردهام، اما تو به میهمانی من نیامدی.
هوش مصنوعی: من هر دو جهان را ترک کردهام، چرا که وجود من تنها در تو، هم در این جهان و هم در آن جهان، مشهود است.
هوش مصنوعی: در این بید، شاعر به دیگران اشاره میکند که در زمینه شعر، در زمان او کسی مانند عطار وجود ندارد. به نوعی او از منحصربهفرد بودن خود در دنیای شعر سخن میگوید و به اهمیت و ارزش شعر خود اشاره میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گفت گنجی بُدم نهانی من
خُلق الخلق تا بدانی من
ای غمت برده شادمانی من
بی تو تلخ است زندگانی من
بسر تو که با تو نتوان گفت
صفت رنج و ناتوانی من
از جوانی و حسن خویش بترس
[...]
خواست رفتن از مهربانی من
در سر مهر زندگانی من
بعد از این شد گران گرانی من
تلخ شد ذوق زندگانی من
جانگدازست ناتوانی من
مرگ بهتر ز زندگانی من
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.