گنجور

غزل شمارهٔ ۴۸۲

 
عطار نیشابوری
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

از می عشق تو چنان مستم

که ندانم که نیست یا هستم

آتش عشق چون درآمد تنگ

من ز خود رستم و درو جستم

لاجرم هست نیستم، هیچم

لاجرم عاقلی نیم، مستم

چند گویم ز خود که در ره عشق

جرعه‌ای خوردم و ز خود رستم

ننگ من از من است بی من من

بر پریدم به دوست پیوستم

ساقیا درد درد در ده زود

که به یک درد توبه بشکستم

باز، خمخانه برگشادم در

باز، زنار بر میان بستم

هرچه کردم به عمرهای دراز

زان همه حسرت است در دستم

ترک عطار گفتم و بی او

دیده پر خون به گوشه بنشستم

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.