گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۲

 
عطار نیشابوری
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

گر پرده ز خورشید جمال تو برافتد

گل جامه قبا کرده ز پرده به در افتد

چون چشم چمن چهرهٔ گلرنگ تو بیند

خون از دهن غنچه ز تشویر برافتد

بشکافت تنم غمزهٔ تو گرچه چو مویی است

یک تیر ندیدم که چنین کارگر افتد

گر بر جگرم آب نمانده است عجب نیست

کاتش ز رخت هر نفس اندر جگر افتد

گر چه دل من مرغ بلند است چو سیمرغ

لیکن چو دمت خورد به دام تو درافتد

گر گلشکری این دل بیمار کند راست

آتش ز لب و روی تو در گلشکر افتد

بر چشم و لبم زآتش عشق تو بترسم

کین آتش از آن است که در خشک و تر افتد

من خاک توام پا نهم بر سر افلاک

چون باد، گرت بر من خاکی گذر افتد

بی یاد تو عطار اگر جان به لب آرد

جانش همه خون گردد و دل در خطر افتد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

میثم آیتی در ‫۸ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۲ نوشته:

وزن مصرع اول بیت هشتم یک سیلاب کم دارد و باید به شکل زیر اصلاح شود:
نهم --> بنهم
من خاک توام پا بنهم بر سر افلاک
چون باد، گرت بر من خاکی گذر افتد

 

سید محسن در ‫۸ ماه قبل، سه شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۹ نوشته:

درود بر مشتاقان--منهم پیشنهاد می کنم
من خاک توام---پای---نهم بر سر افلاک
تا چه مقبول افتد

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.