گنجور

شمارهٔ ۱۷۸

 
حکیم سبزواری
حکیم سبزواری » دیوان اشعار » غزلیات
 

نبود چو ماه روی تو تابنده اختری

نامد مثال لعل تو رخشنده گوهری

از خیل آن و حسن کشی بر سرم سپاه

بر یک تنی که دیده شبیخون لشگری

صد آفرین بصنع جهان آفرین که او

جا داده صد جهان ملاحت بپیکری

گلزار خلد را شکند عطر خاطرم

چون یاد آورم سر زلف معنبری

دیدم نگار را شده با غیر همنشین

ای کاشکی به پهلوی من بود خنجری

عمر دوباره یابم و بیشک جوان شوم

از دست دوست نوشم اگر یک دوساغری

اسرار طوطی است شکر خاء نطق او

او را چه حاجت است بشهدی و شکری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify