گنجور

 
اسیری لاهیجی

توئی که مشرق انوار و ذات اسمائی

توئی که قطره و موج و حباب و دریائی

توئی که آدم و نوح و خلیل و داودی

توئی که احمد و موسی و خضر و عیسائی

محیط مرکز افلاک و انجم و املاک

توئی که اصل اصول نهان و پیدائی

توئی که بحر حیاتی و کوه علم و یقین

توئی که جمله جهان را چو چشم بینائی

برون ز جان و جهانی و این و کیف و مکان

از آنکه جان و جهانی همیشه بیجائی

به نقش تست نموده نقوش جان وجهان

از آن جهت که تو هم اسم و هم مسمائی

جهان شدست اسیری اسیر قید دوئی

توئی بملک حقیقت که فرد و یکتائی

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
منوچهری

گرفتمت که رسیدی بدانچه می‌طلبی

گرفتمت که شدی آنچنان که می‌بایی

نه هر چه یافت کمال از پیش بود نقصان

نه هر چه داد، ستد باز چرخ مینایی؟!

وطواط

بزلف مشکی، جانا، بچهره دیبایی

چو تو نباشد، دانم، کسی بزیبایی

مرا تو گویی: در هجر من شکیبا شو

کرا بود ز چنین صورتی شکیبایی ؟

زبان ببندی و هر ساعت از حدیث مرا

[...]

سوزنی سمرقندی

بر من آمد دوش آن در چشم بینائی

ز بهر جستن تدبیر رای فردائی

هرآنچه داشت بدل راز پیش من بگشاد

بلی چنین سزد از یکدلی و یکتائی

چه گفت گفت بخواهم شدن ز تو یکچند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از سوزنی سمرقندی
قوامی رازی

کریم بار خدایا به ما توبه شائی

غریب نیست اگر بر همه ببخشائی

اسیر و عاجز و بیچاره و گنهکاریم

نهاده گوش به امر تو تا چه فرمائی

به درگه تو چه خیزد ز ما و طاعت ما

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

بزرگوارا در انتظار بخشش تو

نمانده است مرا طاقت شکیبائی

سه چیز رسم بود شاعران طامع را

نخست مدح و دوم قطعه تقاضائی

اگر بداد سوم شکرا اگر نداد هجا

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه