تعالی الله رویست و جمالست
چه انوار تجلی و چه حالست
به هر دم حسن او نوعی نماید
به هر عشق دگرگونش وصالست
به هر صورت که بینی اوست پیدا
بمعنی نقش عالم زو مثالست
نمود یک حقیقت شد دو عالم
چو احول گردو می بینی خیالست
بشوق و عشق رو در راه وصلش
که شوق و عشق جانرا پرو بالست
دلی کو دولت دیدار دریافت
ز خلد و حور جانش را ملالست
اسیری روی او هر دم نماید
بما حسنی که در حد کمالست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و جمال الهی اشاره میکند و میگوید که وجود خداوند در هر لحظه و در هر شکل و صورتی تجلی مییابد. او معتقد است که عشق و شوق به خداوند انسان را تسلیم و واسطهای برای وصال میسازد. وصالی که شوق و عشق به آن روح و جان را پرواز میدهد و هر کسی که به دیدار الهی نائل آید، از نعمتهای دنیوی چون خلد و حور فارغ میشود. شاعر همچنین بر این باور است که عشق به خداوند در نهایت حقیقتی است که دو عالم را متصل میکند و در هر دم نمایان است. در نهایت، او بر این نکته تاکید میکند که دیدن جمال الهی، بالاترین دولت و سعادت انسان است.
هوش مصنوعی: خداوند بسیار عظیم است و زیبایی او در نورهای تجلی و حالاتی که از خود بروز میدهد، آشکار است.
هوش مصنوعی: هر لحظه زیباییهای او به صورت تازهای نمایان میشود و هر عشقی به نوعی از وصال او تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: هر طور که او را ببینی، واضح است که نشان حقیقت عالم همچون نقشی است که از او جلوهگر میشود.
هوش مصنوعی: این دنیا و دیگری، همچون گردو در دستان احوال مختلفی است که به ما نشان میدهد، در واقع، همه اینها فقط خیال و تصور هستند.
هوش مصنوعی: با اشتیاق و عشق، در مسیر رسیدن به او قدم برمیدارم، زیرا این اشتیاق و عشق به جانم نیرو و پر و بال میدهد.
هوش مصنوعی: دل کسی که خوشبختی دیدار را تجربه کرده، از لذت بهشت و زیباییهای آن نیز دل سردی دارد.
هوش مصنوعی: هر لحظه زیبایی او جلوهگری میکند و ما را به اسیری در محبت خود میآورد، چون او در نهایت کمال خود قرار دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به جان من که خون تو حلالست
که جانت بر بسی جانها وبالست
اگر در حیز گیتی کمالست
ز آثار کمالالدین خالست
جهان محمدت محمود صدری
که بر مسند جهانی از رجالست
کمالی یافت عالم زو که با او
[...]
به یاران بانگ بر زد کاین چه حالست
غلط میکرد خود را کاین خیالست
خداوندی که ذاتش بیزوالست
خرد در وصف ذاتش گنگ و لالست
بگفت آخر نه خونریزی وبالست
بگفت ار دوست میریزد حلالست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.