قبله حاجات ما کوی خرابات آمدست
شاهد و می رند را عین مناجات آمدست
چون بمستی میتوان رستن ز هستی لاجرم
عاشقان را می پرستی به ز طاعات آمدست
آیت حسن تو خواند جان ما از هر ورق
حال عارف برتر از کشف و کرامات آمدست
بشنود انی اناالله چون کلیم از هر درخت
هرکه او برطور عشق از بهر میقات آمدست
از فنا چون می توان در بزم وصلش راه یافت
پس بمعنی نیستی عین کمالات آمدست
بت پرستی گر گرفتار خودی نی حق پرست
در طریقت بیخودی اصل عبادات آمدست
تا اسیری از خودی فانی و باقی شد بدوست
ساقی میخانه و پیر خرابات آمدست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان عشق و عرفان میپردازد و میگوید که به جای عبادت و طاعات معمولی، عاشقان واقعی باید به می و میخانه بپردازند، زیرا در عالم مستی و عشق، رهایی از خود و هستی ممکن است. همچنین اشاره به زیبایی و حسن الهی دارد که جان را زنده میکند و معرفت حقیقی بالاتر از کرامات و کشفها است. شاعر با بازگشت به مفهوم فنا و بیخود شدن در عشق، رسیدن به کمال و حق را به تصویر میکشد. در نهایت، دعوای بین بتپرستی و حقپرستی را در مسیری که به خلوص نیت و فانی شدن در عشق منجر میشود، مطرح میکند.
هوش مصنوعی: آرزوهای ما به جایی رسیده که مکان اصلی آن به خرابات یا همان محلی که مستان و شرابنوشان حضور دارند تبدیل شده است. در اینجا، دیدار با محبوب و لذت نوشیدن جام شراب به نوعی نیایش و درخواست روحانی تبدیل شده است.
هوش مصنوعی: وقتی که در حالت عمیق شادی و سرخوشی هستی، میتوانی از دنیای مادی و هستی رها شوی. به همین دلیل، عاشقان خدا را پرستش میکنند، زیرا این حالت از نیایش برتر و ارزشمندتر از اعمال عبادی است.
هوش مصنوعی: زیبایی تو به ما حالت و حالتی بخشیده است که از هر صفحهای بیشتر از معارف و نشانههای شگفت نزدیک شدهایم.
هوش مصنوعی: شنید که من خدا هستم مانند موسی از هر درخت، هر کس که به عشق در کوه آمده برای پیوستن به موعدی خاص.
هوش مصنوعی: اگر از بین رفتن و فنا به ما اجازه میدهد که در جمع وصال او حضور پیدا کنیم، پس میتوان نتیجه گرفت که عدم، خود تجلی کامل از صفات و کمالات است.
هوش مصنوعی: اگر کسی به پرستش بتها بپردازد و به خودش وابسته باشد، نمیتواند به پرستش حق بپردازد؛ زیرا در راه عرفان و سیر و سلوک، رهایی از خود و خودخواهی، اساس عبادات به شمار میآید.
هوش مصنوعی: تا وقتی که کسی از خود و دنیای مادیاش رها شود و به حقیقتی دست یابد، باید با محبت و دوستی به سوی ساقی میخانه و راهنمای پیر خرابات برود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش میگویند پیری در خرابات آمدست
آب چشمش با صراحی در مناجات آمدست
می عسل گردد ز دستش بتکده مسجد شود
پیر فاسق بین که چون صاحب کرامات آمدست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.