در طریقت سالها در نار محنت سوختیم
تا بنور فقر شمعی در جهان افروختیم
هر که لاف از عاشقی ز ددان که ابجد خوان ماست
تا بفن عشق ورزی نکته ها آموختیم
جامه چاکان گرچه بودند در حقیقت پرده در
ما باستادی نگر کانها چگونه دوختیم
هرکسی مالی و ملکی کرد حاصل در جهان
همت ما بین که نقد عشق او اندوختیم
گرچه در بازار عشقش هرکسی چیزی خرید
مابسودای غم او خویش را بفروختیم
چونکه غیرت پرده عزت ز رویش برگرفت
آتشی در کاینات افتاد و کلی سوختیم
چون بدست مافتاد از وصل او گنج روان
زان اسیری وام ایام فراقش توختیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از سالها رنج و سختی در راه عشق سخن میگوید و مینویسد که چگونه با وجود مشکلات، تلاش کردهاند تا عشق را روشن کرده و آن را مانند شمعی در جهان برافروزند. او اشاره میکند که عاشقان واقعی در پی یادگیری نکات عشق بودهاند و اگرچه دیگران در ظاهر زندگی مادی داشتهاند، ولی آنها عشق را به عنوان برترین گنجینه خود انتخاب کردهاند. هرچند که در بازار عشق، هر کسی چیزی را میفروشد، آنها خود را برای عشق درمیفروشند. شاعر به شدت اشتیاق و غیرت خود را نسبت به معشوق بیان میکند و از آتش عشق که تمام هستی را دربر میگیرد، سخن میگوید. در نهایت، او از تلخی فراق و دوری از معشوق خود شکایت میکند.
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، سالها در آتش مشکلات و سختیها سوختیم تا بتوانیم به روشنی فقر و نیازمندی در دنیا نوری ببخشیم.
هوش مصنوعی: هر کسی که درباره عشق به دیگران ادعای بزرگی میکند، باید بداند که ما از ددان، که به نوعی به یادگیری الفبا و اصول عشق مربوط میشود، درسهای زیادی درباره عشق و نکات ظریف آن آموختهایم.
هوش مصنوعی: کسانی که لباس چاکدار و پارهپاره بر تن دارند، هرچند ظاهراً به نظر میرسند در سختی و رنج باشند، اما در واقع این ما هستیم که پردهای از زیبایی به آنها دادهایم. به عنوان یک فراخوان توجه کن که ما چگونه این زیبایی را به وجود آوردهایم.
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنیای مادیات و دارایی دست پیدا کرد، باید بداند که ثمره واقعی زندگی ما در محبت و عشق است که با تمام وجود جمعآوری کردهایم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه هر کس در بازار عشق چیزی به دست آورد، ما برای آنکه غم او را احساس کنیم، خود را به فروش گذاشتیم.
هوش مصنوعی: وقتی غیرت باعث شد که پردهی عزت از چهرهاش کنار برود، آتش بزرگی در جهان ایجاد شد و همه ما در آن سوختیم.
هوش مصنوعی: وقتی که به وصال او دست یافتم، گنجی از احساس روان را در یافتم و از بند اسیری و روزهای جداییام رها شدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ماز عشق یار دردل آتشی افروختیم
هرچه نقش غیر در وی بود کلی سوختیم
گر نباشد عشق ما حسنش کجا پیدا شود
شمع رویش را ز نور عشق ما افروختیم
زنده می سازد لبش هردم هزاران مرده را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.