هر چند براه طلب دوست دویدیم
از کوشش بسیار بجائی نرسیدیم
بربوی وصال تو شدم محو درین راه
از خویش بماندیم وز هجران نرهیدیم
ماسود جهان در سر سودای تو کردیم
دادیم دل و دین و غم عشق خریدیم
بنمود رخ از پرده و دل برد و نهان شد
بی پرده دگر ماه رخش هیچ ندیدیم
کردیم وداع خرد و صبر بکلی
تا جرعه از جام می عشق چشیدیم
شاید که شود جان بتو پیوند درآخر
زان دل ز خیال دو جهان باز بریدیم
بی طاقت و سودازده و زار و نزاریم
از بس که بجان بار غم عشق کشیدیم
گر خلق مرا نیک شمارند و گر بد
از روی یقین دان که فریدیم و وحیدیم
دیوانه و مست است ز عشق تو اسیری
این وایه همیشه به دعا میطلبیدیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از تلاشهای بیثمر خود در جستجوی محبوب صحبت میکند. او در مسیر عشقش غرق شده و از خود دور شده است. شاعر با وجود تمام سختیها و جداییها، تمام دل و دین خود را فدای عشق کرده و فقط به یاد محبوب زندگی میکند. او به وداع با خرد و صبر پرداخته و ترس از غم عشق را به جان خریده است. در نهایت، شاعر به ناامیدی و دیوانگی ناشی از عشق اشاره میکند و با صدق و یقین از حال خود میگوید.
هوش مصنوعی: هرچند که برای پیدا کردن دوست تلاش زیادی کردیم و زحمت کشیدیم، اما در نهایت به جایی نرسیدیم.
هوش مصنوعی: به خاطر عطر وصال تو، در این مسیر غرق شدم و از خودم بیخبر شدم؛ در حالیکه از جدایی رنج میبردم.
هوش مصنوعی: ما برای رسیدن به تو تمام دنیا را رها کردیم و عشق را با دل و ایمان خود خریدیم.
هوش مصنوعی: او صورت زیبا را نشان داد و دل ما را برد و پس از آن در حالتی پنهان شد، طوری که دیگر هیچگاه چهرهی آن ماه را ندیدیم.
هوش مصنوعی: ما به طور کامل از خرد و صبر خداحافظی کردیم تا بتوانیم طعم یک جرعه از شراب عشق را بچشیم.
هوش مصنوعی: شاید در نهایت جانم به تو پیوند بخورد، زیرا از دل به خاطر تو، از خیال دو جهان دل کندهام.
هوش مصنوعی: ما به شدت بیطاقت و پریشان هستیم و آنقدر در رنج و مشکلات عشق غوطهور شدهایم که حالمان خراب است.
هوش مصنوعی: اگر مردم به من نیکو نگاه کنند یا بد، به خوبی بدان که من یکتایم و بینظیر.
هوش مصنوعی: دیوانه و سرمست از عشق تو هستم، و همیشه دعا میکردم که اسیر عشق تو شوم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
صد گونه شراب از کف اقبال چشیدیم
آن جای که ابرار نشستند نشستیم
وان راه که احرار گزیدند گزیدیم
گوش خود و گوش همه آراسته کردیم
[...]
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
بس . . . ن غلامان نکو روی دریدیم
شلوار عروسان زره زلف گشادیم
بر گنبد ترکان پریچهره خزیدیم
بس گنده مغلوک کهن را یله کردیم
[...]
سر جمله بدانید که در عالم پاداش
آنها که درین راه بدادیم بدیدیم
ما را همه مقصود ببخشایش حق بود
المنّة للَّه که بمقصود رسیدیم.
دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
در خود برسیدیم و بجایی نرسیدیم
بسیار درین بادیه شوریده برفتیم
بسیار درین واقعه مردانه چخیدیم
گه نعرهزنان معتکف صومعه بودیم
[...]
خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم
آواز خروس و سگ آن کوی شنیدیم
والله که نشانهای قَرویِ دهِ یارست
آن نرگس و نسرین و قرنفل که چریدیم
از ذوق چراگاه و ز اشتاب چریدن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.