ای ذات تو ظاهر شده بر صورت اسما
اسمای تو بر صورت عالم شده پیدا
پیدا شده از مهر رخت جمله ذرات
ز آئینه هر ذره جمال تو هویدا
عالم همگی مظهر اسماء و صفاتست
ظاهر ز ظهور تو چه مسجد چه کلیسا
هرجا که نظر کرد جمال رخ تو دید
صاحب نظری دیده وری عارف بینا
در کون و مکان از همه رو روی ترا دید
آنکس که بغیر از تو ندید از همه اشیا
چون عاشق و معشوق توئی غیر تو کس نیست
مجنون شده بر حسن خودی از رخ لیلی
آزاده اسیری که ز روی همه خوبان
جز حسن و جمال تو نکردست تماشا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره تجلی خداوند در جهان و زیباییهای اوست. شاعر بیان میکند که ذات خداوند در صورت نامها و صفاتش ظاهر شده و همه موجودات عالم به نوعی مظهر جمال او هستند. هر جا که انسان نظر کند، جلوهای از زیبایی و حقیقت خداوند را میبیند. در نهایت، این اثر به همسویی عاشق و معشوق اشاره دارد و میگوید که غیر از خداوند هیچکس وجود ندارد که قابل محبت و توجه باشد. شاعر خود را به عنوان اسیری در عشق یار توصیف میکند که تنها زیبایی خداوند را میبیند و به تماشا دیگر زیباییها نمیپردازد.
هوش مصنوعی: خداوند، وجود تو در نامها و صفات خود آشکار شده و این نامها در آفرینش جهان نمایان گشتهاند.
هوش مصنوعی: هر ذره از جهان به خاطر نوری که از زیبایی تو میتابد، روشن و نمایان شده است. وجود زیبای تو در هر بخش از این آینهی جهان به وضوح دیده میشود.
هوش مصنوعی: تمام موجودات جهانی نماد و تجلی نامها و صفات الهی هستند. آشکار شدن هر چیزی به خاطر وجود توست، چه مکان عبادت مسلمانان باشد و چه مکان عبادت مسیحیان.
هوش مصنوعی: در هر جایی که نگاه کنم، زیبایی چهره تو را میبینم. کسی که دانش و بینش دارد، در این زیبایی میاندیشد و درک عمیقتری پیدا میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در جهان و تمام مکانها به جز تو، چیز دیگری را نمیبیند، فقط به خاطر توست که همه جا با نگاه تو مواجه میشود.
هوش مصنوعی: عاشق و معشوق تو یکی هستند و کسی دیگر وجود ندارد. مجنون شدهام از زیبایی خودت، مانند لیلی که دل میبرد.
هوش مصنوعی: آزادهای که به هیچیک از زیباییهای دیگران نگاه نکرده و فقط به زیبایی و جذابیت تو توجه داشته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از دولت عشق است به من بر دو موکل
هر دو متقاضی به دو معنی نه به همتا
این وصف دلارام تقاضا کند از من
وان باز کند مدح جهاندار تقاضا
ای قبهٔ گردندهٔ بیروزن خضرا
با قامت فرتوتی و با قوت برنا
فرزند توایم ای فلک، ای مادر بدمهر
ای مادر ما چونکه همی کین کشی از ما؟
فرزند تو این تیره تن خامش خاکی است
[...]
خواهند ز فریاد یکی رسته ز فریاد
واسلام ز زنهار یکی یافته زنهار کذا
تا از بر من دور شد آن لعبت زیبا
از هجر نیم یک شب و یک روز شکیبا
بس شب که به یک جای نشستیم و همه شب
زو لطف و لطف بود وز من ناله و نینا
ای آن که تو را زهره و مه نیست همانند
[...]
با نصرت و فتح و ظفر و دولت والا
بنگر علم شاه جهان بر سر بالا
لشکر شده آسوده و تِرمَذ شده ایمن
نصرت شده پیوسته و دولت شده والا
فتح آمده و تهنیت آورده جهان را
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.