گنجور

 
اسیری لاهیجی

جمال یار می بینم ز روی صورت و معنی

که پیش چشم مجنونست عالم سربسر لیلی

چو شد مشهور در عالم جمال یار و عشق ما

چرا افسانه میگوید کسی از وامق و عذرا

بعالم کی بدی نام و نشان عالم و آدم

اگر از پرده هر دو نبودی حسن تو پیدا

کجا حسن دل افروز تو دیدی عاشق بیدل

اگر لطف تو نگشودی نقاب از روی جان افزا

ز بار محنت عشقش مرو ای دل ز جای خود

بدرد عاشقی می باش همچون کوه پا بر جا

اگر تو عشق می ورزی ز خود بگذر که عاشق را

حجابی بدتر از هستی نباشد در ره مولی

اسیری تا ابد نبود ز فکر زلف او خالی

چو از روز ازل آمد نصیبش مایه سودا

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
منوچهری

بزن ای ترک آهو چشم آهو از سر تیری

که باغ و راغ و کوه و دشت پر ماهست و پرشعری

یکی چون خیمهٔ خاقان، دوم چون خرگه خاتون

سیم چون حجرهٔ قیصر، چهارم قبهٔ کسری

گل زرد و گل خیری و بید و باد شبگیری

[...]

قطران تبریزی

فکندی بر گل از عنبر هزاران حلقه و چنبر

بزیر هر یک از عمدا یکی جادوستان کردی

مشاهدهٔ ۲۰ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
میبدی

گر از میدان شهوانی سوی ایوان عقل آیی

چو کیوان در زمان خود را به هفتم آسمان بینی‌

مشاهدهٔ ۷ مورد هم آهنگ دیگر از میبدی
سعدالدین وراوینی

بمیر، ای دوست، پیش از مرگ، اگرمی زندگی خواهی

که ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه