گنجور

 
اسیری لاهیجی

عارف اسرار پنهانیم ما

حاکم اقلیم عرفانیم ما

زاهد ار ما عقل و هشیاری مجو

کز شراب عشق مستانیم ما

ما گدایانیم لیکن تاج بخش

هم بملک فقر سلطانیم ما

بی می و شاهد چو نتوانیم بود

زان حریف بزم رندانیم ما

هم بمسجد فی صلوة دایمون

هم بدیر از باده نوشانیم ما

هم به بتخانه خدا را ساجدیم

هم بکعبه بت پرستانیم ما

ما چه میدانیم تلوین و گمان

صاحب تمکین و ایقانیم ما

هر دو عالم جان ما را لقمه ایست

تا بخوان عشق مهمانیم ما

نیست گشتم از خود و هستم بحق

در حقیقت باقی و فانیم ما

در فنا جان محو جانان شد ولی

در بقا بنگر که جانانیم ما

گاه مطلوبیم و گاهی طالبیم

گاه درد و گاه درمانیم ما

گرد خود پیوسته دوری میکنیم

مرکز و پرگار دورانیم ما

گه ملک گه جنم و گاهی پری

گاه حیوان گاه انسانیم ما

سر حال خود بگویم با تو فاش

بر سرایر پرده پوشانیم ما

تا اسیری عاشق و دیوانه شد

در جهان عشق دستانیم ما

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حسینی

گرچه توحید تو می خوانیم ما

هم تو دانائی و نادانیم ما

شاه نعمت‌الله ولی

نانوشته حرف می خوانیم ما

این کتاب نیک می دانیم ما

مخزن اسرار او ما یافتیم

نقد گنج کُنج ویرانیم ما

ما باو علم لدنی خوانده ایم

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از شاه نعمت‌الله ولی
ملا احمد نراقی

چاکران شیر یزدانیم ما

اندر اینجا زار و حیرانیم ما

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه