معشوق جلوه کرد و دل از عاشقان ربود
اندر میانه واسطه دلال عشق بود
ذرات کون بیخبرند از شراب عشق
ساقی بمهر تا در میخانه را گشود
مستی زاهدان همه از نخوت و ریا
مستی عاشقان خدا از می شهود
حل رموز عشق نیامد ز عقل خام
کوشش بسی نمود ولی خویش آزمود
سودای عشق جان و جهانم بباد داد
هیهات عشق و عاشق و فکر زیان و سود
کشتند در زمین دلم تخم عشق دوست
دهقان هر آنچه کشت بآخر همان درود
زاهد بسعی گرچه قدم در طریق زد
کوشش چه سود چون که زیارش کشش نبود
زاهد نکرد فهم نکات دقیق عشق
از عاشقان اگر چه ازین ها بسی شنود
شادی وصل یار بجان عاقبت رسید
زنگ غم فراق ز مرآت دل ز دود
مفتی به نقل غره و هر دم مرا بدل
از پیش یار وارد غیبی کند ورود
تقلید را بمان و بتحقیق کن نظر
سر حقیقتی که اسیریت وانمود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و معشوق میپردازد. او نشان میدهد که معشوق زیباییاش را نمایان کرده و دل عاشقان را به خود جذب کرده است. در این میان، دلال عشق به عنوان واسطه بین عاشق و معشوق نقش دارد. شاعر به اثرات عشق اشاره میکند و میگوید که در دنیای مادی، کمتر کسی از شراب عشق خبر دارد. زاهدان به خاطر ریاکاریاش مست هستند، درحالیکه عاشقان واقعی، مست از دیدار معشوقاند.
شاعر به ناکافی بودن عقل در درک عشق اشاره میکند و میگوید که عشقورزی نیاز به آزمایش و احساس دارد. او همچنین بر این نکته تأکید میکند که زاهدان، حتی اگر در راهمان تلاش کنند، بدون کشش واقعی نمیتوانند به حقیقت عشق دست یابند. در نهایت، شاعر از شادی وصل با معشوق صحبت میکند و به اهمیت درک واقعی عشق و دوری از تقلید تأکید مینماید.
هوش مصنوعی: معشوق به زیبایی ظاهر شد و دلهای عاشقان را به آسانی گرفت، در این میان، شخصی به عنوان واسطه برای عشق وجود داشت.
هوش مصنوعی: اجزای جهان از لذت عشق و زیباییهای آن غافلند؛ تا زمانی که ساقی با محبت در را به روی میخانه میگشاید.
هوش مصنوعی: زاهدان به خاطر خودبرتربینی و ظاهرسازی در مستی به سر میبرند، اما عاشقان خدا به خاطر تجربه حقیقت و مشاهده الهی در نشئه عشق حق مست هستند.
هوش مصنوعی: در این دنیا، عشق را نمیتوان با فکر خام و ناپخته فهمید. هرچند که تلاش زیادی برای درک آن شده، اما در نهایت، انسان تنها خودش را آزمایش کرده و به نتایج واقعی نرسیده است.
هوش مصنوعی: عشق تمام زندگی و وجودم را به باد داده است. چه غم انگیز که به عشق و عاشق فکر کنم و به سود و زیان باندیشم.
هوش مصنوعی: در دل من، عشق دوست به مانند دانهای کاشته شده است. هر چیزی که از آن دانه به بار بیاید، همان وارد زندگیام خواهد شد.
هوش مصنوعی: زاهد، هرچند که با تلاش و کوشش خود قدم در مسیر صحیح گذاشته است، اما هیچ فایدهای ندارد چون کششی به سمت خداوند ندارد.
هوش مصنوعی: زاهد به هیچ وجه نتوانسته است نکات ظریف عشق را درک کند، هرچند که از عاشقان چیزهای زیادی شنیده است.
هوش مصنوعی: شادی ملاقات محبوب سرانجام به جانم رسید و غم جدایی مانند دودی که در آینه دل منعکس شده، از بین رفت.
هوش مصنوعی: هر بار که من از معشوق دور میشوم، کسی به من خبرهایی از او میدهد. این شخص به گونهای به من اطلاع میدهد که گویی در عالم غیب حضور دارد و از حال من و حال معشوق آگاه است.
هوش مصنوعی: تقلید کردن را کنار بگذار و واقعاً به دنبال حقیقتی بگرد که نشاندهنده آزادیات باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاخی برآمد از بر شاخ درخت تود
تاخی ز مشک و شاخ ز عنبر درخت عود
گر فرخی بمرد، چرا عنصری نمرد؟
پیری بماند دیر و جوانی برفت زود
فرزانهای برفت و ز رفتنْش هر زیان
دیوانهای بماند و ز ماندنْش هیچ سود
ای آنکه از خصال تو قدر هدی فزود
بادا ستوده ، هر که خصال ترا ستود
طاعت ترا سزد ، بجهان در ، که چون تویی
زین پس نبود خواهد وزین پیش هم نبود
در دور هشت چرخ ز ترکیب چار طبع
[...]
گفتم ترا مدیح دریغا مدیح من
خود کردهام ندارد باکرد خویش سود
چون احتلام بود مرا مدح گفتنت
بیدار گشتم آب نه درجای خویش بود
رُهبان دَیْر را سببِ عاشقی چه بود؟
کاو روی راز دیر به خَلقان نمینمود
از نیستی دو دیده به کس مینکرد باز
وز راستی روانِ خلایق همیربود
چون در فتاد در محنِ عشق زان سپس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.