با درد عشق جانان درمان چه کار دارد
با بی سران سودا سامان چه کار دارد
گر آشنای عشقی بیگانه از خرد شو
در بزم اهل دانش نادان چه کار دارد
تا از خودی نگردی فانی خدا نه بینی
در مجلس گدایان سلطان چه کار دارد
زاهد که هست خودبین هرگز نشدخدابین
باکفر بت پرستان ایمان چه کار دارد
از حکم اوست ای دل هر نیک و بد که بینی
با حکم کردگاری دوران چه کار دارد
هرگز وفا نکردند خوبان بعهد و پیمان
در پیش بیوفایان پیمان چه کار دارد
آزاده شد اسیری از قید درد دوری
با محرمان وصلش هجران چه کار دارد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد. او بیان میکند که عشق به معشوق واقعی نیاز به از خود گذشتگی دارد و در این مسیر، انسان باید کاستیهای خود را بپذیرد. همچنین تأکید میشود که زاهدان خودبین هرگز نمیتوانند به حقیقت خدا برسند و وفاداری از "خوبان" در عهود و پیمانها نادیده گرفته میشود. در نهایت، شاعر به آزادی و رهایی از قید دردهای عشق اشاره میکند و میگوید که با محبوبان واقعی دیگر هجران اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: عشق معشوق برای درمان دل درد و رنج ندارد، و کسانی که در عشق دچار جنون شدهاند، نباید نگران سامان و آراستگی خود باشند.
هوش مصنوعی: اگر به عشق آشنا هستی، از عقل و خرد خود فاصله بگیر، زیرا در جمع افرادی که اهل دانش و فهم نیستند، چه جایی برای تو وجود دارد؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که خودت را از میانسو نبری و به حقیقت وجودی خود پی نبری، نمیتوانی خدا را در بین آنهایی که در مقام بندگی و نیاز قرار دارند، مشاهده کنی.
هوش مصنوعی: زاهد خودبین که فقط به خود مینگرد، هیچگاه نمیتواند خدا را ببیند و ایمان او به خدا با کفر بتپرستان چه ارتباطی دارد؟
هوش مصنوعی: آنچه در زندگی تجربه میکنی، چه خوب و چه بد، همه نتیجهی اراده و فرمان خداوند است و به کار خداوندی که سرنوشت را رقم میزند، مربوط میشود.
هوش مصنوعی: خوبان هرگز به وعدههای خود پایبند نبودهاند، بنابراین وفاداری به عهد و پیمان در میان افرادی که به آن وفا نمیکنند، چه معنایی دارد؟
هوش مصنوعی: آزاد شد کسی که در بند رنج فراق بود و با دوستان نزدیکش دیگر دغدغهای از جدایی ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با کفر زلفت ای جان ایمان چه کار دارد
آنجا که دردت آید درمان چه کار دارد
سحرا که کردهای تو با زلف و عارض ارنه
در گلشن ملایک شیطان چه کار دارد
دل بینسیم وصلت تنها چه خاک بیزد
[...]
با پرتو جمالت برهان چه کار دارد؟
با عشق زلف و خالت ایمان چه کار دارد؟
با عشق دلگشایت عاشق کجا برآید؟
با وصل جانفزایت هجران چه کار دارد؟
در بارگاه دردت درمان چه راه یابد؟
[...]
با درد دُرد نوشان درمان چه کار دارد
با ناله ی خموشان الحان چه کار دارد
در شهر بی نشانان سلطان چه حکم داند
در ملک بی زبانان فرمان چه کار دارد
دریا کشان غم را از موج خون مترسان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.