ای دل دیوانه تاکی بیخودیها کردنت
برسرم پیوسته طعن نیک و بد آوردنت
چند خواهی دست و پا زد رو رضا ده با قضا
تا بکی باشد غم بیهوده آخر خوردنت
این چه جهل است عاقبت اندیشه کن ای بی خبر
خلق راضی کردن و حق را ز خود آزردنت
گر نرفتی بر صراط المستقیم ای بی طریق
در طریق آخر کجا شد این طریق اسپردنت
گر براه فقر خواهی رفت سوی حضرتش
زاد این ره عجز و مسکینی بباید بردنت
گر رسد نفعی بدرویشان مسلم باشدت
نیکنامی را بساطی در جهان گستردنت
گر همی خواهی وصالش ای اسیری بایدت
دل زیاد غیر او پیوسته خالی کردنت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دل دیوانه خود رجوع میکند و از اینکه چرا بیخود میشود و دچار طعن و سرزنش میگردد، میگوید. او به خود یادآوری میکند که نباید به دنبال رضایت خلق باشد و باید با قضا و قدر پیش برود. شاعر از جهل و ناآگاهی ابراز نگرانی میکند و به مسائل عمیقتری در زندگی اشاره میکند، از جمله ضرورت فقر و مسکینی در راه رسیدن به حقیقت. او تأکید میکند که موفقیت در این راه باید بر اساس صداقت و نیکنامی باشد و در نهایت، برای رسیدن به وصال معشوق حقیقی (خدا) باید از هر چیز غیر او دل بکند.
هوش مصنوعی: ای دل دیوانه، تا کی بیخود و بیجهت به سر من میزنی و مدام به من طعنه میزنی، چه نیک و چه بد؟
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی تلاش کنی و بیهدف به دنبال رضایت و قضا و قدر باشی؟ در نهایت، غم و اندوه بیفایدهای را تحمل میکنی که به خودت آسیب میزند.
هوش مصنوعی: این چه نادانی است که تو داری؟ باید در مورد آن فکر کنی. ای کسی که از وضعیت بیخبر هستی، چگونه میتوانی دیگران را راضی کنی در حالی که خودت حق را نادیده میگیری و به خودت آسیب میزنید؟
هوش مصنوعی: اگر بر راه راست قدم نگذاشتی، ای کسی که بیراهه میروی، در پایان راه، این مسیر کجا تو را خواهد برد؟
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در مسیر فقر قدم برداری، باید با humility و وابستگی به او پیش روی کنی. در این راه، ناتوانی و درماندگی را باید به دوش بگیری.
هوش مصنوعی: اگر خیری به درویشان برسد، مطمئن باش که نام نیک تو را در دنیا گسترش میدهد.
هوش مصنوعی: اگر خواهان وصال او هستی ای اسیر، باید دل خود را خالی از عشق دیگران کنی و فقط به او دل ببندی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای پسر در ضبط آنچت هست جهدی مینمای
تا زهر چ آن نیست اندوهی نباید خوردنت
لیکن ار ضبط از ره امساک خواهی کردنش
خون نام و ننگ تو زانپس بود در گردنت
بشنو از من تا نمایم در معاشت راه راست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.