گنجور

 
ابن یمین

ای پسر در ضبط آنچت هست جهدی مینمای

تا زهر چ آن نیست اندوهی نباید خوردنت

لیکن ار ضبط از ره امساک خواهی کردنش

خون نام و ننگ تو زانپس بود در گردنت

بشنو از من تا نمایم در معاشت راه راست

سنت ابن یمین باید بجای آوردنت

از در افراط و ازتفریط بودن محترز

بر طریق اقتصاد آهنگ باید کردنت

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اسیری لاهیجی

ای دل دیوانه تاکی بیخودیها کردنت

برسرم پیوسته طعن نیک و بد آوردنت

چند خواهی دست و پا زد رو رضا ده با قضا

تا بکی باشد غم بیهوده آخر خوردنت

این چه جهل است عاقبت اندیشه کن ای بی خبر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه