پیش از بنای دیر جهان دیر سالها
با دوست بودهایم به انواع حالها
سرخوش ز جام وصل و در آغوش یار خود
بودیم بیجفای رقیب و ملالها
معشوق را به ما نظری عاشقانه هست
ورنه چرا کند همه غنج و دلالها
در هر لباس روی نماید به دلبری
گر شرح عشوههاش بگویم فیالها
هردم رخش به نقش دگر جلوه میکند
بیرون ز حصر حسن تو دارد مثالها
در تاب حسن تو دل و جان مست و بیخودست
ناید جمال دوست به شرح و مقالها
هردم ظهور خاص نماید اسیریا
او را به ماست این همه نوعی وصالها
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و پیوندهای عمیق خود با معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که قبل از ساختن دیر (مکان عبادت)، سالها با دوست و معشوق خود در خوشی و بیخیالی بودهاند. شاعر از حالتی سرخوش از وصال و بیتفاوتی نسبت به رقیبان صحبت میکند و میگوید که معشوق به او نگاهی عاشقانه دارد. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و اینکه در هر لباسی، معشوق جلوهای تازه و دلربا دارد. شاعر تأکید میکند که زیبایی معشوق به قدری است که حتی وصف آن نیز دشوار است و در نهایت، عشق و زیبایی معشوق همواره در حال تغییر و نو شدن است.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه این جهان شکل بگیرد و به وجود بیاید، ما سالهای زیادی با هم دوستانه بودهایم و در شرایط مختلف کنار هم بودهایم.
هوش مصنوعی: ما در حال خوشی و شادی بودیم و در آغوش معشوق خود بودیم، بیآنکه از حسادت دیگران یا نگرانیهای کوچک رنج ببریم.
هوش مصنوعی: محبوب به ما با نگاهی عاشقانه مینگرد، وگرنه چرا باید همه این حرکات و ناز و کرشمه را انجام دهد؟
هوش مصنوعی: در هر شکل و ظاهری، زیبایی او خود را نشان میدهد و اگر بخواهم از ناز و عشوههایش بگویم، به تخیلات و رویاها میرسم.
هوش مصنوعی: هر لحظه چهرهاش تغییر میکند و جلوهای نو به نمایش میگذارد، و زیبایی تو در این تنوع مثالهای فراوانی دارد.
هوش مصنوعی: زیبایی تو باعث شده که قلب و جانم به شدت تحت تأثیر قرار بگیرند و به حالت شیدایی و بیخودی برسند؛ زیرا هیچ کلام و توضیحی نمیتواند زیبایی دوست را به درستی توصیف کند.
هوش مصنوعی: هر لحظه یکی از اسرار جدید نمایان میشود، و ما از برکات این وصالهای متفاوت بهرهمندیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای از بنفشه ساخته بر گل مثالها
در آفتاب کرده ز عنبر کلالها
هاروت تو ز معجزه دارد دلیلها
ماروت تو ز شعبده دارد مثالها
هرروز بامداد برآیی و بر زنی
[...]
رونق به فر دولت او یافت حالها
ورنی نبود حال جهان بیمحالها
خوبی نداشت حال جهان بیوجود او
بیروی خوب، خوب نباشند حالها
سودای مهتران همه در حفظ مالهاست
[...]
ای دیده گوشمال ز جود تو مالها
پاینده باد دولت تو دیر سالها
ننگاشته به خامهٔ اندیشه تا ابد
نقّاش ذهن مثل تو اندر خیالها
بر چرخ مشتری که سعادت ازو برند
[...]
جائی رسیدهٔ که نبیند محیطِ تو
گرسوی چرخ بر شود اندیشه سالها
روزی که روزگار بنایِ تو مینهاد
ناهیدرودها زد و خرشید فالها
هرچند روی دوست نبینیم سالها
ما را بود هنوز امید وصالها
دارم بسی ز ریشهپوشی خیالها
یابم ز عقد طره دستار حالها
با رخت رقعه رقعه که وصله زدم برو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.