گنجور

 
علی اشتری

ما ننگ و نام، بر در میخانه داده ایم

گشت فلک، بگردش پیمانه داده ایم

هر شانه را که طره ساقی بخویش بست

ما نقد عقل، بر سر دندانه داده ایم

دیوانه وار، دست کشیدیم از آنچه هست

دنیا بدست مردم فرزانه داده ایم

گل، برگ عمر خویش، بطفل صبا سپرد

ما نیز جان ببازی جانانه داده ایم

دیگر دلم، ز سینه ببامی نمی پرد

کاین مرغ را، ز خرمن غم دانه داده ایم

 
 
نسکبان اندروید