گنجور

 
علی اشتری

ایدل، بدام طره جانان چگونه ای؟

با وصل چون کنی و بهجران چگونه ای؟

یوسف صفت، جدا شده ای از دیار خویش

اینک! میان چاه زنخدان چگونه ای؟

دور از صفای غنچه، ز پروای باغبان

ای عندلیب باغ گلستان! چگونه ای؟

یعقوب وار منتظر بوی پیرهن

اندر فراق یوسف کنعان چگونه ای؟

پیش لبش نشستی و مینالی و از فراق؟

تشنه! کنار چشمه حیوان چگونه ای؟

ای باد، کز دیار دلارام بگذری!

با حلقه های زلف پریشان چگونه ای؟

دور از شرار خویش، بدامان کوهسار

ای ماهپاره سرو خرامان چگونه ای؟

 
 
نسکبان اندروید
ملک‌الشعرا بهار

هان ای فراخ عرصهٔ تهران چگونه‌ای

زیر درفش قائد ایران‌، چگونه‌ای

ای گرگ پیر، بهر مکافات خون خلق

در زیر چنگ ضیغم غژمان چگونه‌ای

ای منبع شرارت و ای مرکز فساد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه