علی اشتری » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۷ - چگونه ای ؟

ایدل، بدام طره جانان چگونه ای؟

با وصل چون کنی و بهجران چگونه ای؟

یوسف صفت، جدا شده ای از دیار خویش

اینک! میان چاه زنخدان چگونه ای؟

دور از صفای غنچه، ز پروای باغبان

ای عندلیب باغ گلستان! چگونه ای؟

یعقوب وار منتظر بوی پیرهن

اندر فراق یوسف کنعان چگونه ای؟

پیش لبش نشستی و مینالی و از فراق؟

تشنه! کنار چشمه حیوان چگونه ای؟

ای باد، کز دیار دلارام بگذری!

با حلقه های زلف پریشان چگونه ای؟

دور از شرار خویش، بدامان کوهسار

ای ماهپاره سرو خرامان چگونه ای؟