توسن عشق، برانگیخته دارم شب و روز
خون مینا، به قدح ریخته دارم شب و روز
موی زرین بکفی، طره مشکین به کفی
روز و شب را، بهم آمیخته دارم شب و روز
روز و شب، خرمن زر بر رخ لادن دارم
مشک بر چهر سمن، بیخته دارم شب و روز
اینقدر هست، دو صد شکر! که در وصل و فراق
باده از خم، به سبو ریخته دارم شب و روز
همچو گل، خندم و از لطف نسیم سحری
شبنمی بر مژه آویخته دارم شب و روز



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.