راه میخانه عشاق، ز گمراهی به
بندگی در میخانه، ز صد شاهی به
در زمانی که شوند اهل خرد، سخره خلق
مستی و بیخبری هست ز آگاهی به
بر من، ار با تو دهد دست شبی تا بسحر
شب تاریک، ز انوار سحرگاهی به
راه منما بمن ای شیخ! که میخواندم دوش
دوری از زاهد گمراه، زهمراهی به
تو و اندیشه حور و، من و زلف ساقی
اینکه دادند مرا زآنچه تو میخواهی به



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.