گنجور

 
علی اشتری

نه تنها خاطر ما ز‌آتشِ بیگانه می‌سوزد

که روز و شب به صد آتش، مرا هم خانه می‌سوزد

به یاد آتشین‌رویی، لب ساغر چو می‌بوسم

ز سوز آتش و آهم می و پیمانه می‌سوزد

شبی پروانه‌ای دیدم، میان شعلهٔ شمعی

حسد بردم بر احوالش، که خوش مستانه می‌سوزد

مرا دور از رخ چون آتشش دائم خداوندا!

به صد ناکامی و حسرت، دل دیوانه می‌سوزد

میان شمع و من فرقی که هست این است ای یاران

که او پروانه را سوزد، مرا پروانه می‌سوزد

 
 
فضولی

دل اغیار بر من از غم جانانه می‌سوزد

ز جور آشنا بر من دل بیگانه می‌سوزد

اگر سوزد دل پروانه خواهد بر زبان آرد

زبان شمع را سوز دل پروانه می‌سوزد

نزد ای شمع در فانوس آتش سوز بسیارت

[...]

صائب

شعار حسن تمکین، شیوه عشق است بیتابی

به پایان تا رسد یک شمع، صد پروانه می‌سوزد

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از صائب
ابوالحسن فراهانی

مرا لب‌های آتشناک آن جانانه می‌سوزد

که گر بر لب نهد ساغر لب پیمانه می‌سوزد

دلا این گریه بی‌حاصل بود چندین چه می‌ریزی

ز بیرون آب کاتش در درون خانه می‌سوزد

ز غیرت گر برم سر شمع را هر لحظه معذورم

[...]

سیدای نسفی

ز رشکِ کلبهٔ من کعبه و بتخانه می‌سوزد

تو در یک خانه آتش می‌زنی صد خانه می‌سوزد

تو می با غیر می‌نوشی و می‌گردم کبابت من

تو شمع انجمن می‌گردی و پروانه می‌سوزد

به جسم و جان من ای برق بی‌پروا مروت کن

[...]

جویای تبریزی

چو شمع جلوه شب‌ها عارض جانانه می‌سوزد

نگه در دیده‌ام بی‌تاب چون پروانه می‌سوزد

سراپا محشر پروانه‌ام بی‌شمع رخساری

به تن هر قطره خونم بس که بی‌تابانه می‌سوزد

دمی بی‌شغل عشقت نیست دل در سینه می‌دانم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه