مرا بدیده توان نیش نیشتر دیدن
ولی نه دیده خواهر به اشک تر دیدن
هزار خاک جفا را، بسر توانم کرد
بریز خاک، نیارم تن پدر دیدن
اجل کجاست که در خاک و خون کشد مارا
که نیست، طاقت بار غم دگر دیدن
سفر بملک دگر کردی ای پدر، آسان
کنون مراست بجان رنج این سفر دیدن
هزار تیرم اگر بر جگر نشیند، به
که کودکان ترا داغ بر جگر دیدن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.