گنجور

 
علی اشتری

طالب یارم، رقیب اگر بگذارد

تشنه دردم، طبیب اگر بگذارد

ره بجنون یافتم، ز وادی حیرت

سالک راهم، نصیب اگر بگذارد

قصه جور تو با زمانه نگویم

این دو لب پر شکیب اگر بگذارد

شیخ ز مسجد چو ما بمیکده آید

مستی ریب و فریب اگر بگذارد

شوق تمنی نمیدهم بدم وصل

شوخی چشم حبیب اگر بگذارد

در چمن دهر، رنگ ساده توان یافت

سرخی و زردی سیب اگر بگذارد

 
 
نسکبان اندروید