طالب یارم، رقیب اگر بگذارد
تشنه دردم، طبیب اگر بگذارد
ره بجنون یافتم، ز وادی حیرت
سالک راهم، نصیب اگر بگذارد
قصه جور تو با زمانه نگویم
این دو لب پر شکیب اگر بگذارد
شیخ ز مسجد چو ما بمیکده آید
مستی ریب و فریب اگر بگذارد
شوق تمنی نمیدهم بدم وصل
شوخی چشم حبیب اگر بگذارد
در چمن دهر، رنگ ساده توان یافت
سرخی و زردی سیب اگر بگذارد