هرکجا از می و مستی، سخن آید بمیان
قصه چشم تو و حال من آید بمیان
گر صبا از سر زلف تو رساند بوئی
جمع ما را از دمش، صدشکن آید بمیان
نقش رخسار تو پیدا شود و، آن بر و دوش
گر حدیثی ز گل و یاسمن آید بمیان
گر بر آرم ز دل سوخته، فریاد غمی
سخن از ناله مرغ چمن آید بمیان
نغمه شعر من، از عشق تو هر جا که رود
شور شیرین و غم کوهکن آید بمیان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.