گنجور

 
علی اشتری

امشب خوش است حالم و از باده سرخوشم

ساقی بریز ساغر دیگر که درکشم

افسرده دل، به بزم جوانان شوخ و شنگ

چون زورق شکسته به بحر مشوشم

سر می‌کشد ز گوشهٔ چشمم، سرشک شوق

دل می‌تپد، به دیدن یاران مهوشم

دردا! که نیست، در دل غم‌دیده ذوق و حال

آوخ! که نیست، در سر شوریده شورشم

مطرب، به بانگ تار برانگیز! حالتم

ساقی، به جام باده برافروز! آتشم

دلکش! بخوان کز آن لب شیرین، نوای شور

شور دگر، برآورد از جان ناخوشم

فرهاد، با فسانهٔ شیرین خوش است و من

سرمست، از ترانهٔ شیرین دلکشم

 
 
اثیر اخسیکتی

ساقی من از خمار شبانه مشوشم

وقت است اگر به باده‌ی باقی کنی خوشم

آن آب هم طویله آتش به من رسان

باشم که یک زمان زنی آبی بر آتشم

الا به دست باده دوشین دوش نیست

[...]

حافظ

من دوستدارِ رویِ خوش و مویِ دلکَشَم

مَدهوشِ چَشمِ مست و مِیِ صافِ بی‌غَشَم

گفتی ز سِرِّ عهدِ ازل یک سخن بگو

آنگَه بگویمت که دو پیمانه دَر کَشَم

من آدمِ بهشتیَم اما در این سفر

[...]

جامی

من غایبانه عاشق آن روی مهوشم

بی منت نظر به خیالی ازو خوشم

شد شوق تو فزون به تماشای سرو و گل

بالا گرفت ازین خس و خاشاک آتشم

غش می کنم به یاد لب لعل دلکشت

[...]

امیرعلیشیر نوایی

دل سوزد از غم رخ آن شوخ مهوشم

ساقی کجاست باده که بنشاند آتشم؟

دیوانه گر به دیر مغان رو نهم چه عیب

چون من اسیر مغبچگان پریوشم

گر نیست وجه باده‌ام اما پی پسند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیرعلیشیر نوایی
اهلی شیرازی

با کس سخن مگو که من از غیرت آتشم

آهی مباد کز جگر گرم برکشم

من آن گلم که آتش سوزنده ام تمام

آن به که باد نسازد مشوشم

گر ناله یی کنم نه ز بیدردیم بود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه