گنجور

 
علی اشتری

امشب خوش است حالم و از باده سرخوشم

ساقی بریز ساغر دیگر که درکشم

افسرده دل، ببزم جوانان شوخ و شنگ

چون زورق شکسته ببحر مشوشم

سر میکشد ز گوشه چشمم، سرشگ شوق

دل می طپد، بدیدن یاران مهوشم

دردا! که نیست، دردل غمدیده ذوق و حال

آوخ! که نیست، در سر شوریده شورشم

مطرب، ببانگ تار برانگیز! حالتم

ساقی، بجام باده برافروز! آتشم

دلکش! بخوان کازان لب شیرین، نوای شور

شور دگر، برآورد از جان ناخوشم

فرهاد، بافسانه شیرین خوش است و من

سرمست، از ترانه شیرین دلکشم

 
 
نسکبان اندروید