ای پریچهر! که گل چون تو برعنائی نیست
بیدلی همچو منت، شهره به شیدائی نیست
رنگ رخساره تو، داغ دل ماست، حبیب!
که به گلبرگ تر و لاله صحرائی نیست
گر کنار تو و، جام می و، گل باشد! به
ور نشد، خوشترم از عالم تنهائی نیست
خون زمینای دلم خوردم و دانم که جز این
ساغری قسمتم از گنبد مینائی نیست
پرکن از در سخن، دامن معنی فرهاد!
زانکه چون طبع تو، ابری بگهر زائی نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.