خیال روی تو بر جان خسته میگذرد
چو بوی گل که، بمرغان بسته میگذرد
امید مهر و وفای تو، بر دل مشتاق
چو اشک، بر رخ من تا نشسته میگذرد
بچهره لرزش مویت چه خوش بود گوئی
بنفشه از بر گل، دسته دسته می گذرد
بریده باد زبانم که فاش نتوان گفت
ز جور دوست، چه بر جان خسته میگذرد؟
نگاهدارم دم دوستی، که از من و تو
امید بسته و عهد گسسته میگذرد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.