دلخسته چو من، در همه آفاق کسی نیست
پربسته تر از مرغ دلم، در قفسی نیست
غم، ناله ز تنگی دلم دارد و گویم
با هم نفسی ساز، که عیسی نفسی نیست
جز باده، که درمان دل غمزدگان است
فریاد رس این دل غمدیده کسی نیست
با قافله عمر، روانیم و در این راه
جز ناله شبگیر، صدای جرسی نیست
ای قافله سالار اجل، مهلتی امشب
کاز عمر بسی مانده و تا صبح بسی نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.