ای مرغ دل، ز سینه چو پرواز میکنی
پای غمی به خانهٔ خود باز میکنی
با این پر شکسته، بدین شوق و این شتاب
گرد حریم عشق، چه پرواز میکنی؟
در خاطر حزین، به هوای پریوشی
از عشق، دفتر دگری باز میکنی
ای گل ترا چه شد؟ که دل شادمان خویش
با این دل شکسته همآواز میکنی
ما را زبان گفتن راز درون نماند
ای خامهٔ شکسته، تو ابراز میکنی
ای دست غم، چرا ز دلم پا نمیکشی
ای پنجهٔ اجل، تو چرا ناز میکنی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در خشم و ناز جان من اعجاز می کنی
چندان که عرض عجز کنم ناز می کنی
خودکام من مدام به مینای دل چرا
خون را خیال باده ی شیراز می کنی
در چشمه ساز دیده چو مرغابی سرشک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.