گنجور

 
انوری ابیوردی
 

خداوندا تو آنی کافرینش

به کلی هست چون دریا و تو در

جهان را پهلوان چون تو نباشد

زهی از تو جهان را صد تفاخر

ندارد بیشهٔ دولت چو تو شیر

نزاید مادر گیتی چو تو حر

به گیتی فتنه کی بنشستی از پای

اگز نه تیغ تو گفتیش التر

فلک با اختران گفتا که آن کیست

که هست از خیل او چشم ظفر پر

رکاب تو ببوسیدند و گفتند

الغ جاندار بک اینانج سنقر

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

رهگذر در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، پنج شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۶ نوشته:

بدرالدین الغ جاندار بک اینانج بلکا سنقر
چه اسم وحشتناکی
و عجیب اینکه انوری تونسته اسمش رو توی یه مصراع بیاره. قدرت عروضی انوری قابل تحسینه. صدر توی کتاب تاسیس الشیعه و دکتر کدکنی توی کتاب مفلس، نوشتن که انوری کتابی هم توی علم عروض نوشته.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.