تا دل من بردهای قصد جفا کردهای
نی بر من بودهای نی غم من خوردهای
هست به نزدیک خلق جرم من و تو پدید
من رخ تو دیدهام تو دل من بردهای
ای ز من دلشده بیگنهی سر متاب
با خبری بازده گر ز من آزردهای
دل ببری وانگهی بازکشی دل ز من
من نه درین پردهام گر تو درین پردهای
چون به تو دارم امید روی مگردان ز من
زانکه مرا پیش از این چون نه چنین کردهای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معشوقی خطاب میکند که دلش را ربوده و از او جفا دیده است. او به معشوق یادآوری میکند که در آغوش او نبوده و غم او را نخورده است، ولی حالا جرم این جدایی در دید خلق مشهود شده است. شاعر میخواهد رابطهشان را ترمیم کند و به معشوق میگوید که نباید از او روی بگرداند و به یاد داشته باشد که پیش از این چنین رفتاری نداشته است. او از معشوق میخواهد که اگر دلش را شکسته، دوباره آن را به او بازگرداند.
هوش مصنوعی: تو که دل من را به چنگ آوردهای، به عمد به من ظلم کردهای، نه در حق من بودهای و نه غمی از حال من داشتهای.
هوش مصنوعی: جرم من و تو در میان مردم آشکار است؛ من چهرهٔ تو را دیدهام و به همین دلیل دل من را تصاحب کردهای.
هوش مصنوعی: ای کسی که دل از من گرفتهای، بدون اینکه گناهی داشته باشم، سر خود را از من برنگردان و خبر من را فراموش نکن، هرچند که از من آزردهای.
هوش مصنوعی: تو قلب مرا میدزدی و سپس آن را به من برمیگردانی. من در این پرده و رازهای درونیام نیستم، بلکه اگر تو در این وضعیت و راز هستی، من نمیدانم چگونه باید پاسخ بدهم.
هوش مصنوعی: من به تو امید دارم، بنابراین رویت را از من برمگردان؛ زیرا قبلاً هرگز اینگونه با من رفتار نکردهای.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شیردلا صد هزار شیردلی کردهای
در کرم از آفتاب نیز سبق بردهای
چشم ببند و بکن بار دگر رحمتی
بشکن سوگند را گر به خدا خوردهای
بنگر کاین دشمنان دست زنان گشتهاند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.