ای به دیدهٔ دریغ خاک درت
همه سوگند من به جان و سرت
گوش را منتست بر همه تن
از پی آن حدیث چون شکرت
اشک چون سیم و رخ چو زر کردم
از برای نثار رهگذرت
مایهٔ کیمیاست خاک درت
کی درآید به چشم سیم و زرت
دل بیرحم تو رحیم شود
گر ز حال دلم شود خبرت
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای به دیدهٔ دریغ خاک درت
همه سوگند من به جان و سرت
گوش را منتست بر همه تن
از پی آن حدیث چون شکرت
اشک چون سیم و رخ چو زر کردم
از برای نثار رهگذرت
مایهٔ کیمیاست خاک درت
کی درآید به چشم سیم و زرت
دل بیرحم تو رحیم شود
گر ز حال دلم شود خبرت



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و فراق میپردازد و احساس خود را نسبت به معشوق ابراز میکند. او به زیبایی و ارزش معشوق اشاره میکند و در دلش غم فراق او را به تصویر میکشد. شاعر آرزو دارد که معشوق به حال و روز او آگاه شود و با دلسوزی به او لطف کند. اشکها و حسرتهای شاعر به خاطر دوری معشوق به وضوح نشان داده میشود و او به کنایه از قیمت و ارزش معشوق با سیم و زر یاد میکند.
هوش مصنوعی: ای خاک درت (در اینجا به معنی «جای شرف و مقام تو») به گونهای برایم عزیز و گرانبهاست که به جان و سر تو، بر هر چیزی قسم میخورم.
هوش مصنوعی: گوش را بر همهٔ اعضای خود خوش نگهدار و به خاطر آن حرف (عشقی که باعث ناراحتی شده) گوش دهید، زیرا مانند شکر است که شیرین است.
هوش مصنوعی: اشکهای من مانند نقره و چهرهام مانند طلا شده است تا در مسیر تو نثار کنم.
هوش مصنوعی: خاک درگاه تو بسیار ارزشمندتر از طلا و نقره است و چشمی که به آن بیفتد، نباید به چیزی دیگر چشم بدوزد.
هوش مصنوعی: دل بیرحم تو مهربان خواهد شد اگر از حال دلم باخبر شوی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
عنصرش محض زبدهٔ فطرت
مدحتش نقش تختهٔ فکرت
لیکن از خامکاری پدرت
سایهٔ چتر دور شد ز سرت
از برای محقری ادرار
بارها داده ایم درد سرت
یک درم زان نمی شود حاصل
نیک دانم که هست از آن خبرت
یا ز عجزست این توقف تو
[...]
سالها بر تو بگذرد که گذار
نکنی سوی تربت پدرت
تو به جای پدر چه کردی خیر؟
تا همان چشم داری از پسرت
چون خدا گربه را دهد نُصرت
غالب آید ز شیر در قدرت
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.