دست در روزگار مینشود
پای عمر استوارمینشود
شاهد خوب صورتست امل
در دل و دیده خوار مینشود
روز شادی چو راز گردونست
لاجرم آشکار مینشود
هیچ غم را کران نمیبینم
تا دو چشمم چهار مینشود
پای برجای نیست حاصل دهر
عشق از آن پایدار مینشود
هیچ امسال دیدهای هرگز
که دگر سال پار مینشود
پر شد از خون دل کنار زمین
واسمان دلفکار مینشود
شاد میزی که در عروسی دهر
رنگ چندین به کار مینشود
یک تسلیست وان تسلی آنک
مرگ در اختیار مینشود
خرم آنکس که نیست بر سر خاک
تا چنین خاکسار مینشود
انوری در میان این احوال
هیچکس بر کنار مینشود



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ناپایداری زندگی و مشکلاتی که با آن مواجه است، اشاره میکند. او بر این عقیده است که در روزگار، پایدار بودن عمر ممکن نیست و شادیها نیز به راحتی آشکار نمیشوند. با بیان غم و اندوهی که از آن رنج میبرد، از عدم توانایی در تغییر وضعیت خود سخن میگوید و به عشق به عنوان چیزی ناپایدار اشاره میکند. او به حقیقت مرگ و عدم استقرار در زندگی میپردازد و در نهایت، به این نتیجه میرسد که کسی که در آرامش زندگی میکند، از این درد و رنجها دور است.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر میگوید که در روزگار، نشستن و انتظار کشیدن برای دست یافتن به چیزی ممکن نیست، زیرا عمر انسان بر دشواریها و ناپایداریها استوار نمیشود. به عبارت دیگر، زمان و زندگی تحت تأثیر شرایط متغیر هستند و نمیتوان به سادگی به آنها اعتماد کرد.
هوش مصنوعی: معشوق زیبا و دلفریب، نشانهای از آرزوها و امیدهاست و هرگز از دل و دیدهٔ انسان کم نمیشود.
هوش مصنوعی: روز شادی مانند راز آسمان است و به همین دلیل به صورت علنی و آشکار نمیشود.
هوش مصنوعی: هیچ مرزی برای غمهای خود نمیبینم و به همین دلیل دو چشمم به اندازهٔ چهار چشم از اشک پر میشود.
هوش مصنوعی: عشقِ واقعی و پایدار در زندگی باقی نمیماند و به این دلیل، نمیتوان به آن اعتماد کرد.
هوش مصنوعی: هیچکس مانند سال گذشته ندیده که دوباره همانند آن سال به وجود آید.
هوش مصنوعی: زمین و آسمان از اندوه و غم پر شده، اما دلهای دردمند به این راحتی آرام نمیگیرند.
هوش مصنوعی: در زندگی دنیا خوش باش و شاد به خاطر این که رنگها و زیباییهای مختلفی در مراسم عروسی نمیتوانند همواره دوام داشته باشند و به کار بیایند.
هوش مصنوعی: مرگ، ناگزیر و غیرقابل کنترل است و هیچ کس نمیتواند آن را به دست آورد یا بر آن تسلط داشته باشد. تنها تسلی واقعی این است که بپذیریم مرگ در دست ما نیست.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که بر سر قبر و سرنوشت خود نیست، زیرا که کسی که در منصب خاکی و مادی باقی میماند، به این سادگی نجات نمییابد.
هوش مصنوعی: انوری میگوید در چنین شرایطی هیچکس در کناری نمینشیند و غم و اندوه همه را در بر گرفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ور یکی شد، هزار مینشود
به یکی گل بهار مینشود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.