گنجور

 
انوری ابیوردی
 

ای عید دین و دولت عیدت خجسته باد

ایامت از حوادث ایام رسته باد

گلزار باغ چرخ که پژمردگیش نیست

در انتظار مجلس تو دسته دسته باد

بازار مصر جامع ملک از مکان تو

تا بارهٔ نهم ز جهان رسته رسته باد

الا ز شست عزم تو تیر قدر قضا

بر هر نشانه‌ای که زند باز جسته باد

گر نشو بیخ امن بود جز به باغ تو

از شاخهاش در تبر فتنه دسته باد

ور آبروی ملک رود جز به جوی تو

زاب فساد کل ورق کون شسته باد

در هیچ کار بی‌تو فلک را مباد خوض

پس گر بود نخست رضای تو جسته باد

کیوان موافقان ترا گر جگر خورد

نسرین چرخ را جگر جدی مسته باد

ور مشتری جوی ز هوای تو کم کند

یکباره مرغزار فلک خوشه رسته باد

مریخ اگر به خون حسود تو تشنه نیست

زنگار خورده خنجر و جوشن گسسته باد

ور در شود بر وزن بدخواهت آفتاب

گرد کسوف گرد جمالش نشسته باد

ور زهره جز به بزم تو خنیاگری کند

جاوید دف دریده و بربط شکسته باد

ور نامه‌ای دهد نه به پروانهٔ تو تیر

شغلش فرو گشاده و دستش ببسته باد

ماه ار نخواهد آنکه وبد نعل مرکبت

از ناخن محاق ابد چهره خسته باد

واندر هرآنچه رای تو کرد اقتضای آن

تقدیر جز به عین رضا ننگرسته باد

تا رسم تهنیت بود اندر جهان بعید

هر بامداد بر تو چو عیدی خجسته باد

بادام‌وار چشم حسود تو آژده

وز ناله بازمانده دهان همچو پسته باد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.